تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1028

مساهمون:

ص١٠٢٨

[ حزن و اندوه امام سجاد عليه السّلام در سوگ شهيدان كربلا ]

و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چهل سال بر پدر بزرگوار خود گريست ، و در اين مدّت روزها روزه داشت و شب‌ها به عبادت قيام داشت ، و غلام آن حضرت هنگام افطار آب و طعام براى آن جناب حاضر مىكرد و در پيش آن جناب مىنهاد و عرض مىكرد : بخور اى مولاى من . حضرت فرمود : قتل ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جائعا ، قتل ابن رسول اللّه عطشانا . يعنى : من چگونه آب و طعام بخورم و حال آن كه پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را با شكم گرسنه و لب تشنه شهيد كردند ؟ و اين كلمات را مكرّر مىساخت و مىگريست تا آن كه طعام و آب را با آب ديده ممزوج و مخلوط مىداشت و پيوسته بدين حال بود تا خداى خود را ملاقات كرد . « 1 » و نيز از يكى از غلامان آن حضرت روايت شده كه گفت : روزى حضرت سيّد سجّاد عليه السّلام به صحرا تشريف برد ، من نيز از قفاى آن جناب بيرون شدم ، وقتى رسيدم يافتم او را كه سجده كرده بر روى سنگ ناهموارى و من مىشنيدم گريهء او را كه در سينهء خود مىگردانيد و شمردم كه هزار مرتبه اين تهليلات را در سجده خواند : لا إله الّا اللّه حقّا حقّا ، لا إله الّا اللّه تعبّدا و رقّا ، لا إله الّا اللّه ايمانا و تصديقا . آن‌گاه سر از سجده برداشت ديدم صورت همايون و لحيهء مباركش را آب ديدگانش فرو گرفته . من عرض كردم : اى سيّد و آقاى من ! وقت آن نشد كه اندوه شما تمام شود و گريهء شما كم گردد ؟ فرمود : واى بر تو ، يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم عليهم السّلام پيغمبر و پيغمبر زاده بود ، دوازده پسر داشت حقّ تعالى يكى از پسرانش را از نظر او غايب كرد و از حزن و اندوه مفارقت آن پسر موى سرش سفيد گرديد و پشتش خميده و چشمش از
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 233 - 234 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 149 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1028 | الشيخ عباس القمي