تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
نصب كردند و اهل بيت عليهم السّلام را امر كرد كه داخل خانهء او شوند ، چون مخدّرات اهل بيت عصمت و جلالت عليهم السّلام داخل خانهء آن لعين شدند زنان آل ابو سفيان زيورهاى خود را كندند و لباس ماتم پوشيدند و صدا به گريه و نوحه بلند كردند و سه روز ماتم داشتند ، و هند دختر عبد الله بن عامر كه در آن وقت زن يزيد بود و پيش‌تر در حبالهء حضرت امام حسين عليه السّلام بود پرده را دريد و از خانه بيرون دويد و به مجلس آن لعين آمد در وقتى كه مجمع عامّ بود گفت : اى يزيد ! سر مبارك فرزند فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر در خانهء من نصب كرده‌اى ؟ ! يزيد بر جست و جامه بر سر او افكند و او را برگردانيد و گفت : اى هند ! نوحه و زارى كن بر فرزند رسول خدا و بزرگ قريش كه پسر زياد لعين در امر او تعجيل كرد و من به كشتن او راضى نبودم . « 1 »

[ خطبهء امام سجاد عليه السّلام ]

علّامهء مجلسى ( ره ) در جلاء العيون پس از آن كه حكايت مرد سرخ روى شامى را نقل كرده فرموده : پس يزيد امر كرد كه اهل بيت رسالت عليهم السّلام را به زندان بردند ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام را با خود به مسجد برد و خطيبى را طلبيد و بر منبر بالا كرد ، آن خطيب ناسزاى بسيار به حضرت امير المؤمنين و امام حسن عليهما السّلام گفت و معاويه و يزيد - عليهما اللعنة - را مدح بسيار كرد ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام ندا كرد او را كه : ويلك ايّها الخاطب ! اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق ، فتبوّأ مقعدك من النّار . يعنى : واى بر تو اى خطيب كه براى خشنودى مخلوق ، خدا را به خشم آوردى جاى خود را در جهنّم مهيّا بدان . پس حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام فرمود كه : اى يزيد ! مرا رخصت ده كه بر منبر بروم و كلمه‌اى چند بگويم كه موجب خشنودى خداوند عالميان و اجر حاضران گردد .
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 122 .