تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
كافر مىشوى ، و اگر مىگويى جدّ من است پس چرا عترت او را كشتى و فرزندان او را اسير كردى ؟ آن ملعون جواب نگفت و به نماز ايستاد . « 1 » مؤلّف گويد : كه آنچه از مقاتل و حكايات رفتار يزيد با اهل بيت عليهم السّلام ظاهر مىشود آن است كه يزيد از انگيزش فتنه بيمناك شد و از شماتت و شناعت اهل بيت خوى بگردانيد و فى الجمله به طريق رفق و مدارا با اهل بيت عليهم السّلام رفتار مىكرد و حارسان و نگاهبانان را از مراقبت اهل بيت عليهم السّلام برداشت و ايشان را در حركت و سكون به اختيار خودشان گذاشت ، و گاه گاهى حضرت سيّد سجّاد عليه السّلام را در مجلس خويش مىطلبيد ، قتل امام حسين عليه السّلام را به ابن زياد نسبت مىداد و او را لعنت مىكرد ، بر اين كار و اظهار ندامت مىكرد ، و اين همه به جهت جلب قلوب عامّه و حفظ ملك و سلطنت بود نه اين كه در واقع پشيمان و بد حال شده باشد . زيرا كه مورّخين نقل كرده‌اند كه يزيد مكرّر بعد از قتل حضرت سيّد الشّهداء - عليه آلاف التّحيّة و الثناء - موافق بعضى مقاتل در هر چاشت و شام سر مقدّس آن سرور را بر سر خوان خود مىطلبيد ، و گفته‌اند كه مكرّر يزيد بر بساط شراب بنشست و مغنّيان را احضار كرد و ابن زياد را به جانب دست راست خود بنشانيد و روى به ساقى نمود و اين شعر ميشوم را قرائت كرد :
اسقنى شربة تروّى مشاشى * ثمّ مل فاسق مثلها ابن زياد صاحب السّرّ و الامانة عندي * و لتسديد مغنمى و جهادى قاتل الخارجىّ اعنى حسينا * و مبيد الاعداء و الحسّاد
سيّد ابن طاووس ( ره ) از حضرت سيّد سجّاد عليه السّلام روايت كرده است كه از زمانى كه سر مطهّر امام حسين عليه السّلام را براى يزيد آوردند ، يزيد مجالس شراب فراهم مىكرد و آن سر مطهّر را حاضر مىساخت و در پيش خويش مىنهاد و شرب خمر مىكرد . « 2 »
هامش
( 1 ) جلاء العيون ، ص 738 - 741 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 137 - 139 . ( 2 ) محتمل است كه خبر مروىّ از حضرت سجّاد عليه السّلام در اينجا تمام شود و بقيّه از خبر نباشد . مؤلّف .