علم و بردبارى و جوانمردى و فصاحت و شجاعت و محبّت در دلهاى مؤمنان . و فضيلت داده است ما را به آن كه از ما است نبى مختار محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و از ما است صدّيق اعظم علىّ مرتضى عليه السّلام ، و از ما است جعفر طيّار كه با دو بال خويش در بهشت با ملائكه پرواز مىكند ، و از ما است حمزه شير خدا و شير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و از ما است دو سبط اين امّت حسن و حسين عليهما السّلام كه دو سيّد جوانان اهل بهشتند . « 1 » هر كه مرا شناسد شناسد ، و هر كه مرا نشناسد من خبر مىدهم او را به حسب و نسب خود .
ايّها النّاس ! منم فرزند مكّه و منى ، منم فرزند زمزم و صفا ! و پيوسته مفاخر خويش و مدائح آباء و اجداد خود را ذكر كرد تا آن كه فرمود : منم فرزند فاطمهء زهراء عليها السّلام ، منم فرزند سيّدهء نساء ، منم فرزند خديجهء كبرى ، منم فرزند امام مقتول به تيغ اهل جفا ، منم فرزند لب تشنهء صحراى كربلا ، منم فرزند غارتشدهء اهل جور و عنا ، منم فرزند آن كه بر او نوحه كردند جنّيان زمين و مرغان هوا ، منم فرزند آن كه سرش را بر نيزه كردند و گردانيدند در شهرها ، منم فرزند آن كه حرم او را اسير كردند اولاد زنا ، ماييم اهل بيت محنت و بلا ، ماييم محلّ نزول ملائكه سماء ، و مهبط علوم حقّ تعالى .
پس چندان مدايح اجداد گرام و مفاخر آباء عظام خود را ياد كرد كه خروش از مردم برخاست و يزيد ترسيد كه مردم از او برگردند ، مؤذن را اشاره كرد كه اذان بگو ، چون مؤذّن اللّه اكبر گفت ، حضرت فرمود : از خدا چيزى بزرگتر نيست ، چون مؤذّن گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه حضرت فرمود كه : شهادت مىدهند به اين كلمه پوست و گوشت و خون من ، چون مؤذن گفت : اشهد انّ محمّدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، حضرت فرمود كه : اى يزيد ! بگو اين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه نامش را به رفعت مذكور مىسازى ، جدّ من است يا جدّ تو ؟ اگر مىگويى جدّ تو است دروغ گفته باشى و
هامش
( 1 ) در اين روايات ذكر نشده و ظاهرا به ملاحظهاى ذكر نشده و هفتم حضرت مهدى صاحب الزّمان عليه السّلام است كه مىكشد دجّال را و در روايت كامل بهائى ذكر شده ، و اللّه العالم . [ كامل بهائى ، ص 300 ]