مجلس يزيد در آوردند ، مجلس شراب آراست و با نديمان خود شراب زهرمار مىكرد ، و با ايشان شطرنج بازى مىكرد و شراب به ياران خود مىداد و مىگفت :
بياشاميد كه اين شراب مباركى است كه سر دشمن ما نزد ما گذاشته است و دل شاد و خرّم گرديدهام ، و ناسزا به حضرت امام حسين و پدر و جدّ بزرگوار او صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىگفت .
و هر مرتبه كه در قمار بر حريف خود غالب مىشود ، سه پياله شراب زهرمار مىكرد و ته جرعهء شومش را در پهلوى طشتى كه سر مقدّس آن سرور در آن گذاشته بودند مىريخت .
پس هر كه از شيعيان ما است ، بايد كه از شراب خوردن و بازى كردن شطرنج اجتناب نمايد ، و هر كه در وقت نظر كردن به شراب يا شطرنج صلوات فرستد بر حضرت امام حسين عليه السّلام و لعنت كند يزيد و آل زياد را حقّ تعالى گناهان او را بيامرزد هر چند به عدد ستارگان باشد . « 1 »
در كامل بهائى از حاويه نقل كرده كه يزيد خمر خورد و بر سر حضرت امام حسين عليه السّلام ريخت ، زن يزيد آب و گلاب بر گرفت و سر منوّر امام عليه السّلام را پاك بشست ، آن شب فاطمه عليها السّلام را در خواب ديد كه از او عذر مىخواست . « 2 »
بالجمله ، چون سرهاى مبارك را بر يزيد وارد كردند ، اهل بيت عليهم السّلام را نيز در آوردند در حالتى كه ايشان را به يك رشته بسته بودند ، و حضرت على بن الحسين عليه السّلام در غل جامعه بود ، و چون يزيد ايشان را به آن هيأت ديد گفت : خدا قبيح و زشت كند پسر مرجانه را اگر بين شما و او قرابت و خويشى بود ملاحظهء شماها را مىنمود و اين نحو بدرفتارى با شما نمىنمود و به اين هيأت و حال شما را براى من روانه نمىكرد . « 3 »
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 22 .
( 2 ) نفس المهموم ، ص 439 .
( 3 ) كامل بهايى ، ج 2 ، ص 295 .