تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
فرمود : بلى ، خواستى كه ديگرى را بر من منّت و نيكى نباشد . يزيد گفت : اين بود به خدا قسم آنچه اراده كرده بودم . پس يزيد اين آيه را خواند :
ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
. « 1 » حاصل ترجمه آن است كه : گرفتارىها كه به مردم مىرسد به سبب كارهاى خودشان است و خدا در گذشت كند از بسيارى . حضرت فرمود : نه چنين است كه تو گمان كرده‌اى . اين آيه دربارهء ما فرود نيامده بلكه آنچه دربارهء ما نازل شده اين است :
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها
. « 2 » ( الآية ) . مضمون آيه آن كه نرسد مصيبتى به كسى در زمين و نه در جان‌هاى شما آدميان مگر آن كه در نوشتهء آسمانى است پيش از آن كه خلق كنيم او را تا افسوس نخوريد بر آنچه از دست شما رفته و شاد نشويد براى آنچه شما را آمده ، پس حضرت فرمود : ماييم كسانى كه چنين هستند . « 3 »

[ فرو كوفتن يزيد چوب دستى خود را بر لب و دندان امام شهيدان ]

و بالجمله يزيد فرمان داد تا آن سر مبارك را در طشتى در پيش روى او نهادند و اهل بيت قدّس سرّه را در پشت سر او نشانيدند تا به سر حسين عليه السّلام نگاه نكنند ، سيّد سجّاد عليه السّلام را چون چشم مبارك بر آن سر مقدّس افتاد بعد از آن هرگز از سر گوسفند غذا ميل نفرمود ، و چون نظر حضرت زينب عليها السّلام بر آن سر مقدّس افتاد بىطاقت شد و دست برد گريبان خود را چاك كرد و با صداى حزينى كه دل‌ها را مجروح
هامش
( 1 ) سورهء شورى ، آيهء 30 . ( 2 ) حديد / 21 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 352 .