تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
يعنى : من مخفر بن ثعلبه هستم كه لئام فجره را به درگاه امير المؤمنين يزيد آورده‌ام ! حضرت سيّد سجّاد عليه السّلام فرمود : « آنچه مادر مخفر زاييده ، شريرتر و لئيم‌تر است . » « 1 » و به روايت شيخ ابن نما اين كلمه را يزيد جواب مخفر داد و شايد اين اولى باشد ، چه آن كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام با اين كافران كه از راه عناد بودند كمتر سخن مىكرد . شيخ مفيد ( ره ) فرموده : در بين راه شام با احدى از آن كافران كه همراه سر مقدّس بودند تكلّم نكرد . « 2 » و گفتن يزيد اين نوع كلمات را گاهى شايد از بهر آن باشد كه مردم را بفهماند كه من قتل حسين را نفرمودم و راضى به آن نبودم . و جمله‌اى از اهل تاريخ گفته‌اند كه در هنگامى كه خبر ورود اهل بيت عليهم السّلام به يزيد رسيد ، آن ملعون در قصر جيرون و منظر آنجا بود و همين كه از دور نگاهش به سرهاى مبارك بر سر نيزه‌ها افتاد ، از روى طرب و نشاط اين دو بيت انشاد كرد :
لمّا بدت تلك الحمول « 3 » و أشرقت * تلك الشّموس على ربى جيرون نعب الغراب قلت : صح أو لا تصح * فلقد قضيت من الغريم ديونى
مراد آن ملحد اظهار كفر و زندقه « 4 » و كيفر خواستن از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پدران و عشيرهء مرا در جنگ بدر كشت من خون خواهى از اولاد او نمودم ، چنانچه صريحا اين مطلب كفرآميز را در اشعارى كه بر اشعار ابن زبعرى افزود در مجلس ورود اهل بيت عليهم السّلام خوانده :
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 119 . ( 2 ) الارشاد مفيد : ج 2 ، ص 119 . ( 3 ) حمول ( بالضم ) : هودجهاى شتران كه بر آن‌ها هودج بسته باشند . ( م ) . ( 4 ) باغندى شافعى ، مؤلّف كتاب « جواهر المطالب » در ذيل اين اشعار گويد ، اين دو شعر كفرى است آشكار كه هيچ اقراركننده به نبوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را بر زبان نمىآورد .