پنج تن از ايشان بكشت تا او را كشتند بعد از آن كه اسلام آورد و تصديق حقيقت مذهب اسلام نمود . و قبر او در دروازهء حرّان است و معروف به قبر يحيى شهيد است و دعا نزد قبر او مستجاب است .
و نظير وقعهء يحيى است وقعهء زرير در عسقلان كه شهر را مزيّن ديد و چون شرح حال پرسيد و مطّلع شد ، جامههايى براى حضرت على بن الحسين و خواتين اهل بيت عليهم السّلام آورد و موكّلين او را مجروح كردند .
و هم از بعض كتب نقل شده كه چون به حماة آمدند ، اهل آنجا از اهل بيت عليهم السّلام حمايت كردند ، جناب امّ كلثوم عليها السّلام چون بر حمايت اهل حماة مطّلع شد فرمود :
ما يقال لهذه المدينة ؟ قالوا : حماة ، قالت : حماها اللّه من كلّ ظالم .
يعنى : آن مخدّره پرسيد كه نام اين شهر چيست ؟ گفتند : حماة ، فرمود :
نگهدارد خداوند او را از شرّ هر ستمكارى .
و ديگر واقعهء سقط جنين است كه در كنار حلب واقع شده .
حموىّ در معجم البلدان گفته است : جوشن كوهى است در طرف غربى حلب كه از آنجا برداشته مىشود مس سرخ و آنجا معدن او است ، لكن آن معدن از كار افتاده از زمانى كه عبور دادند از آنجا اسراى اهل بيت حسين بن على عليهم السّلام را زيرا كه در ميان آنها حسين را زوجهاى بود حامله ، بچهء خود را در آنجا سقط كرد . پس طلب كرد از عملهجات در آن كوه خبزى « 1 » يا آبى ؟ ايشان او را ناسزا گفتند و از آب و نان منع نمودند ، پس آن زن نفرين كرد بر ايشان پس تا به حال هر كه در آن معدن كار كند فائده و سودى ندهد و در قبله آن كوه مشهد آن سقط است و معروف است به « مشهد السّقط » و « مشهد الدّكة » . و آن سقط اسمش محسن بن حسين عليه السّلام است . « 2 »
مؤلّف گويد : كه من به زيارت آن مشهد مشرف شدهام و به حلب نزديك است و
هامش
( 1 ) خبز : نان .
( 2 ) معجم البلدان ، ج 2 ، ص 186 در « جوشن » ؛ عجائب المخلوقات و الحيوانات و غرائب الموجودات ، ج 1 ، ص 235 .