آنجا نيز به ايشان راه نداد و عطش بر لشكر يزيد غلبه كرده بود و هر چه خولى التماس كرد كه ما را آب دهيد گفتند : يك قطره آب به شما نمىچشانيم هم چنان كه حسين و اصحابش را عليهم السّلام لب تشنه شهيد كرديد . پس از آنجا رفتند به سيبور جمعى از اهل آنجا به حمايت اهل بيت عليهم السّلام با آن كافران مقاتله كردند جناب امّ كلثوم در حقّ آن بلده دعا فرمود كه آب ايشان گوارا ، و نرخ اجناسشان ارزان باشد ، و دست ظالمين از ايشان كوتاه باشد ، پس از آنجا به حماة رفتند اهل آنجا دروازهها را ببستند و ايشان را راه ندادند .
پس از آنجا به حمص رفتند و از آنجا به بعلبكّ اهل بعلبكّ خوشحالى كردند و دف و ساز زدند جناب امّ كلثوم بر ايشان نفرين نمود به عكس سيبور ، پس از آنجا به صومعه راهب عبور كردند و از آنجا به شام « 1 » رفتند .
اين مختصر چيزى است كه در كتاب منسوب به ابى مخنف ( ره ) ضبط شده ، و در اين كتاب و كامل بهائى و روضة الأحباب و روضة الشّهداء و غيره قضايا و وقايع متعدّده و كرامات بسيار از اهل بيت عليهم السّلام و از آن سر مطهّر در غالب اين منازل نقل شده ، و چون نقل آنها به تفصيل منافى با اين مختصر است ما در اينجا به ذكر چند قضيّه قناعت كنيم اگر چه اين شهر آشوب در مناقب فرموده :
هامش
( 1 ) همانا به اين گردانيدن اهل بيت خير الانام در ديار اسلام اشاره فرموده حضرت زينب عليها السّلام در خطبهء خود در مجلس يزيد :
أمن العدل يا بن الطّلقاء ! تخديرك حرائرك و إماءك ، و سوقك بنات رسول اللّه سبايا ؟ ! قد هتكت ستورهنّ ، و أبديت وجوههنّ ، تحدوا بهنّ الاعداء من بلد الى بلد و يستشر فهنّ اهل المناهل و المناهل الخ .
و اشاره فرموده به اشهار رأس مقدّس اين شاعر :رأس ابن بنت محمّد و وصيّه * للمسلمين على قناة يرفع
و المسلمون بمنظر و بمسمع * لا جازع منهم و لا متوجّع
ايقظت اجفانا و كنت لها كرى * و انمت عينا لم تكن بك تهجع
كحلت بمنظرك العيون عماية * و اصمّ رزؤك كل اذن تسمع
ما روضة إلّا تمنّت انّها * لك مضجع و لخطّ قبرك موضعمؤلّف رحمه اللّه