چون اين نامه به ابن زياد رسيد ، آن ملعون مخفر بن ثعلبهء عائذى را طلبيد كه حامل سرهاى مقدّس او بوده باشد با شمر بن ذى الجوشن . « 1 »
و به روايت شيخ مفيد سر حضرت را با ساير سرها به زحر بن قيس داد و ابو بردهء ازدى و طارق بن ابى ظبيان را با جماعتى از لشكر كوفه همراه زحر نمود . « 2 »
[ كوچانيدن كاروان اسيران به سوى دمشق ]
بالجمله بعد از فرستادن سرها تهيّهء سفر اهل بيت را نمود و امر كرد تا سيّد سجّاد عليه السّلام را در غل و زنجير نمودند و مخدّرات سرادق عصمت را به روش اسيران بر شترها سوار كردند و مخفر بن ثعلبه « 3 » را با شمر بر ايشان گماشت و گفت : عجلت كنيد و خويشتن را به زحر بن قيس برسانيد ، پس ايشان در طىّ راه سرعت كردند و به زحر بن قيس پيوسته شدند . « 4 »
و مقريزى « 5 » در خطط و آثار گفته كه : زنان و صبيان را روانه كرد و گردن و دستهاى على بن الحسين عليه السّلام را در غلّ كرد و سوار كردند ايشان را بر اقتاب . « 6 »
در كامل بهائى است كه : امام و عورات اهل البيت به چهار پايان خود به شام رفتند ، زيرا كه مالها را غارت كرده بودند ، امّا چهارپايان با ايشان گذارده بودند ، و هم فرموده كه شمر بن ذى الجوشن و مخفر بن ثعلبه را بر سر ايشان مسلّط كرد و غلّ گران بر گردن امام زين العابدين عليه السّلام نهاد چنان كه دستهاى مباركش بر گردن بسته
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 354 .
( 2 ) الارشاد مفيد ، ص 118 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 232 .
( 3 ) در الارشاد : مجفر بن ثعلبة .
( 4 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 119 .
( 5 ) المقريزى تقىّ الدّين احمد بن على المورخ صاحب الكتب الكثيرة منها تاريخ مصر المسمى بالمواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار . اصله من بعلبك و يعرف بالمقريزى نسبة الى حارة كانت تعرف بحارة المقارزة ، توفّى سنة 845 ؛ مؤلّف رحمه اللّه .
( 6 ) الخطط ، ج 1 ، ص 430 .