چشمهاى نازنينش جارى شد و گفت : اى فرزند ! على الدّنيا بعدك العفا . بعد از تو خاك بر سر دنيا و زندگانى دنيا . « 1 »
شيخ مفيد رحمة اللّه فرموده : اين وقت حضرت زينب عليها السّلام از سراپرده بيرون آمد و با حال اضطراب و سرعت به سوى نعش جناب على اكبر مىشتافت و ندبه بر فرزند برادر مىكرد ، تا خود را به آن جوان رسانيد و خويش را بر روى او افكند ، حضرت سر خواهر را از روى جسد فرزند خويش بلند كرد و به خيمهاش بازگردانيد ، و رو كرد به جوانان هاشمى و فرمود كه : برداريد برادر خود را . پس جسد نازنينش را از خاك برداشتند و در خيمهاى كه در پيش روى آن جنگ مىكردند گذاشتند . « 2 »
[ سن و زمان شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام : ]
مؤلّف گويد : كه در باب حضرت على اكبر عليه السّلام دو اختلاف است .
يكى آن كه در چه وقت شهيد گشته ، شيخ مفيد و سيّد ابن طاووس و طبرى و ابن اثير و ابو الفرج و غيره ذكر كردهاند كه : اوّل شهيد از اهل بيت عليهم السّلام على اكبر بوده .
و تأييد مىكند كلام ايشان را زيارت شهدا معروفه : السّلام عليك يا اوّل قتيل من نسل خير سليل . و لكن بعضى از ارباب مقاتل اوّل شهيد از اهل بيت را عبد اللّه بن مسلم گرفتهاند و شهادت على اكبر را در اواخر شهدا ذكر كردهاند .
دوّم اختلاف در سنّ شريف آن جناب است كه آيا در وقت شهادت هيجدهساله ، « 3 » يا نوزدهساله بوده ، و از حضرت سيّد سجّاد عليه السّلام كوچكتر بوده ، يا بزرگتر و به سنّ بيست و پنج سالگى بوده ؟ و ما بين فحول علماء در اين باب اختلاف است ، و ما در جاى ديگر اشاره به اين اختلاف و مختار خود را ذكر كرديم و به هر تقدير اين مدتى كه در دنيا بود عمر شريف خود را صرف عبادت ، و زهادت ، و اطعام
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 114 .
( 2 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 107 .
( 3 ) مرحوم مجلسى اين قول را اصح دانسته است . نك : جلاء العيون ، ص 680 .