تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
مساكين ، و اكرام وافدين ، و سعهء در اخلاق و توسعهء در ارزاق فرموده ، به حدى كه در مدحش گفته شده :
لم تر عين نظرت مثله * من محتف يمشى و لا ناعل
( الأبيات ) و در زيارتش خوانده مىشود : السّلام عليك ايّها الصّديق و الشّهيد المكرّم ، و السّيّد المقدّم ، الّذى عاش سعيدا و مات شهيدا و ذهب فقيدا ، فلم تتمتّع من الدّنيا الّا بالعمل الصّالح و لم تتشاغل الّا بالمتجر الرّابح . و چگونه چنين نباشد آن جوانى كه اشبه مردم باشد به حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اخذ آداب كرده باشد از دو سيّد جوانان اهل جنّت ، چنانچه خبر مىدهد از اين مطلب عبارت زيارت مرويّهء معتبرهء آن حضرت : السّلام عليك يا بن الحسن و الحسين . و آيا والدهء آن جناب در كربلا بوده يا نبوده ؟ ظاهر آن است كه نبوده و در كتب معتبره نيافتم در اين باب چيزى . « 1 » و امّا آنچه مشهور است كه بعد از رفتن على اكبر عليه السّلام به ميدان ، حضرت حسين عليه السّلام نزد مادرش ليلى رفت و فرمود : برخيز و برو در خلوت دعا كن براى فرزندت كه من از جدّم شنيدم كه مىفرمود : دعاى مادر در حقّ فرزند مستجاب مىشود الخ ، به فرمايش شيخ ما [ محدث نورى ] تمام دروغ است . « 2 »

شهادت عبد اللّه بن مسلم بن عقيل رضى اللّه عنه :

محمّد بن ابو طالب فرموده : اوّل كسى كه از اهل بيت امام حسين عليه السّلام به مبارزت بيرون شد ، عبد اللّه بن مسلم بود و رجز مىخواند و مىفرمود :
اليوم القى مسلما و هو أبى * و فتية بادوا على دين النّبىّ
هامش
( 1 ) فاضل دربندى در اسرار الشهادة از بعض كتاب‌هاى مجهول نقل كرده است . ( 2 ) لؤلؤ و مرجان ، مقام چهار ، مطلب اوّل .