تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 835

مساهمون:

ص٨٣٥
أعلو بسيفى هامة المدجّج * و اترك القرن لدى التّعرّج فريسته الضّبع « 1 » الازلّ « 2 » الاعرج « 3 »
پس كارزار كرد و بسيارى را كشت تا به دست مسلم ضبابىّ و عبد اللّه بجلىّ كشته شد .

مبارزات نافع بن هلال و شهادت مسلم بن عوسجه :

از اصحاب سيّد الشّهداء عليه السّلام نافع بن هلال جملى « 4 » به مبارزت بيرون شد و بدين كلمات رجز خواند :
انا ابن هلال الجملىّ * انا على دين علىّ
مزاحم بن حريث به مقابل او آمد و گفت : انا على دين عثمان . من بر دين عثمانم . نافع گفت : تو بر دين شيطانى و بر او حمله كرد و جهان را از لوث وجودش پاك نمود . عمرو بن الحجّاج چون اين دلاورى ديد ، بانگ بر لشكر زد و گفت : اى مردم احمق ! آيا مىدانيد با چه مردم جنگ مىكنيد ؟ همانا اين جماعت فرسان اهل مصرند و از پستان شجاعت شير مكيده‌اند و طالب مرگند ، احدى يك تنه به مبارزات ايشان نرود كه عرصهء هلاك مىشود ، و همانا اين جماعت عددشان كم است و به زودى هلاك خواهند شد و اللّه اگر همگى جنبش كنيد و كارى نكنيد جز آن كه ايشان را سنگ باران نماييد تمام را مقتول مىسازيد . عمر بن سعد گفت : رأى محكم همان است كه تو ديده‌اى ، پس رسولى به
هامش
( 1 ) ضبع : يعنى كفتار . ( 2 ) ازل : يعنى خفيف و سريع در دويدن . ( 3 ) اعرج صفت ضبع است نه آن كه لنگ باشد . در واقع بلكه ضبع را به عرج توصيف مىكنند چون در وقت راه رفتن به خيال مىاندازد كه لنگان‌لنگان راه مىرود ، و گرگ و كفتار در كشتن گوسفندان و فساد در ايشان هرگاه واقع شوند در ميان گله معروفند به حدّى كه مثل مىزنند به ايشان . و در مناقب به جاى الضّبع ، « الذئب » است . مؤلف رحمة اللّه . ( 4 ) جملى منسوب است به جمل كه بطنى مىباشد از مذحج . مؤلّف رحمة اللّه .