تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
سازم و اگر مرا سلاح جنگ نباشد به سنگ با ايشان محاربه خواهم كرد ، سوگند با خداى كه ما دست از يارى تو بر نمىداريم تا خداوند بداند كه ما حرمت پيغمبر را در حقّ تو رعايت نموديم . « 1 » به خدا سوگند كه من در مقام يارى تو به مرتبه‌اى مىباشم كه اگر بدانم كشته مىشوم آن‌گاه مرا زنده كنند و بكشند و بسوزانند و خاكستر مرا بر باد دهند و اين كردار را هفتاد مرتبه با من به جاى آورند هرگز از تو جدا نخواهم شد تا گاهى كه مرگ را در خدمت تو ملاقات كنم ، و چگونه اين خدمت را به انجام نرسانم و حال آن كه يك شهادت بيش نيست و پس از آن كرامت جاودانه و سعادت ابديّه است . پس زهير بن قين برخاست و عرضه داشت : به خدا سوگند كه من دوست دارم كه كشته شوم ، آن‌گاه زنده گردم ، پس كشته شوم ، تا هزار مرتبه مرا بكشند و زنده شوم و در ازاى آن خداى متعال دور گرداند شهادت را از جان تو و جان اين جوانان اهل بيت تو . و هر يك از اصحاب آن جناب بدين منوال شبيه به يكديگر با آن حضرت سخن مىگفتند و زبان حال هر يك از ايشان اين بود :
شاها من ار به عرش رسانم سرير فضل * مملوك اين جنابم و محتاج اين درم گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر * اين مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم
پس حضرت همگى را دعا خير فرمود . « 2 » و علّامهء مجلسى رحمة اللّه نقل كرده كه در آن وقت جاهاى ايشان را در بهشت به ايشان نمود ، و حور و قصور و نعيم خود را مشاهده كردند و بر يقين ايشان بيفزود و از اين جهت احساس الم نيزه و شمشير و تير نمىكردند و در تقديم شهادت تعجيل مىنمودند . « 3 »
هامش
( 1 ) اكسير العبادات ، ج 2 ، ص 220 به نقل از الملهوف ، ص 40 . ( 2 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 91 - 93 . ( 3 ) جلاء العيون ، ص 650 ؛ الخرائج ، ج 2 ، ص 847 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 797 | الشيخ عباس القمي