من صاحب أو طالب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل
و انّما الأمر الى الجليل * و كلّ حىّ سالك سبيل
چون من اين اشعار محنت آثار را از آن حضرت شنيدم دانستم كه بليّه نازل شده است و آن سرور تن به شهادت داده است . به اين سبب گريه در گلوى من گرفت و بر آن صبر نمودم و اظهار جزع نكردم ، و لكن عمّهام زينب چون اين كلمات شنيد خويشتندارى نتوانست ، چه زنها را حالت رقّت و جزع بيشتر است ، پس برخاست و بىخودانه به جانب آن حضرت شتافت و گفت : وا ثكلاه ! كاش مرگ مرا نابود ساختى و اين زندگانى از من بپرداختى ، اين وقت زمان را ماند كه مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن از دنيا رفتند ، چه اى برادر تو جانشين گذشتگانى و فرياد رس بقيّهء آنهايى .
حضرت به جانب او نظر كرد و فرمود : اى خواهر ! نگران باش كه شيطان حلم تو را نربايد و اشك در چشمهاى مباركش بگشت و به اين مثل عرب تمثّل جست : « لو ترك القطا نام » .
يعنى : اگر صيّاد مرغ قطا « 1 » « 2 » را به حال خود گذاشتى آن حيوان در آشيانه خود شاد بخفتى .
زينب خاتون عليها السّلام گفت : يا ويلتاه كه اين بيشتر دل ما را مجروح مىگرداند كه راه چاره از تو منقطع گرديده و به ضرورت شربت ناگوار مرگ مىنوشى و ما را غريب و بىكس و تنها در ميان اهل نفاق و شقاق مىگذارى ، پس لطمه بر صورت خود زد و دست برد گريبان خود را چاك نمود و بر روى افتاد و غش كرد .
پس حضرت به سوى او برخاست و آب به صورت او بپاشيد تا به هوش آمد ، پس او را به اين كلمات تسليت داد ، فرمود : اى خواهر ! بپرهيز از خدا و شكيبايى
هامش
( 1 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 93 .
( 2 ) در فارسى به آن « اسفرود » يا « سنگ خوراك » گويند نك : لغتنامه دهخدا ، واژه « اسفرود و سنگ خوراك » در فرهنگ عميد ، ص 100 و 794 .