تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
جناب عبّاس عليه السّلام روان كرد و پيام داد براى آن حضرت كه يك امشب را به شما مهلت داديم . بامدادان اگر سر به فرمان درآوريد شما را به نزد پسر زياد كوچ خواهيم داد ، و اگر نه دست از شما بر نخواهيم داشت و فيصل امر را بر ذمّت شمشير خواهيم گذاشت ، اين هنگام هر دو لشكر به آرامگاه خود بازشدند . « 1 »

ذكر وقايع ليلهء عاشورا :

پس همين كه شب عاشورا نزديك شد حضرت امام حسين عليه السّلام اصحاب خود را جمع كرد ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرموده كه : من در آن وقت مريض بودم ، با آن حال نزديك شدم و گوش فرا داشتم تا پدرم چه مىفرمايد ، شنيدم كه با اصحاب خود گفت :

[ گفتگوى امام با ياران خويش ]

اثنى على اللّه أحسن الثّناء ( تا آخر خطبه كه حاصلش به فارسى اين است ) : ثنا مىكنم خداوند خود را به نيكوتر ثناها ، و حمد مىكنم او را بر شدّت و رخاء ، اى پروردگار من ، سپاس مىگزارم تو را بر اين كه ما را به تشريف نبوّت تكريم فرمودى ، و قرآن را تعليم ما نمودى ، و به معضلات دين ما را دانا كردى ، و ما را گوش شنوا و ديده بينا و دل دانا عطا كردى ، پس بگردان ما را از شكرگزاران خود . پس فرمود : امّا بعد ، همانا من اصحابى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمىدانم ، و اهل بيتى از اهل بيت خود نيكوتر ندانم ، خداوند شما را جزاى خير دهاد و الحال آگاه باشيد كه من گمان ديگر در حقّ اين جماعت داشتم و ايشان را در طريق اطاعت و متابعت خود پنداشتم . اكنون آن خيال ديگر گونه صورت بست . لاجرم بيعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختيار خود گذاشتم تا به هر جانب كه خواهيد كوچ دهيد و اكنون پردهء شب شما را فرو گرفته ، شب را مطيّهء رهوار خود
هامش
( 1 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 91 .