تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
قرار دهيد و به هر سو كه خواهيد برويد ، چه اين جماعت مرا مىجويند ، چون به من دست يابند به غير من نپردازند . « 1 »

[ حماسه‌آفرينىهاى اصحاب امام عليه السّلام ]

چون آن جناب سخن بدين جا رسانيد ، برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبد اللّه [ بن ] جعفر عرض كردند : براى چه اين كار كنيم آيا براى آن كه بعد از تو زندگى كنيم ؟ خداوند هرگز نگذارد كه ما اين كار ناشايسته را ديدار كنيم . و اوّل كسى كه به اين كلام ابتدا كرد عبّاس بن على عليهما السّلام بود ، پس از آن سايرين متابعت او كردند و بدين منوال سخن گفتند . پس آن حضرت رو كرد به فرزندان عقيل و فرمود كه : شهادت مسلم بن عقيل شما را كافى است ، زياده بر اين مصيبت مجوييد من شما را رخصت دادم هركجا خواهيد برويد . « 2 » عرض كردند : سبحان اللّه ! مردم با ما چه گويند و ما به جواب چه بگوييم ؟ بگوييم دست از بزرگ و سيّد و پسر عمّ خود برداشتيم و او را در ميان دشمن گذاشتيم بىآن كه تير و نيزه و شمشيرى در نصرت او به كار بريم ؟ نه به خدا سوگند ما چنين كار ناشايسته نخواهيم كرد بلكه جان و مال و اهل و عيال خود را در راه تو فدا كنيم و با دشمن تو قتال كنيم تا بر ما همان آيد كه بر شما آيد ، خداوند قبيح كند آن زندگانى را كه بعد از تو خواهيم . « 3 » اين وقت مسلم بن عوسجه برخاست و عرض كرد : يا بن رسول اللّه ! آيا ما آن كس باشيم كه دست از تو بازداريم ؟ پس به كدام حجّت در نزد حقّ تعالى اداى حقّ تو را عذر بخواهيم ؟ لا و اللّه ، من از خدمت شما جدا نشوم تا نيزهء خود را در سينه‌هاى دشمنان تو فرو برم ، و تا دستهء شمشير در دست من باشد اندام اعدا را مضروب
هامش
( 1 ) العوالم ، ص 165 ؛ اكسير العبادات ، ج 2 ، ص 219 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 392 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 243 . ( 2 ) اكسير العبادات ، ج 2 ، ص 219 به نقل از الملهوف . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 393 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 244 ؛ اكسير العبادات ، ج 2 ، ص 220 .