پى نمودند و حمله كردند بر عيسى و اصحاب او و سه دفعه ايشان را منهزم ساختند ، لشكر عيسى اعداد كار كردند و به يكدفعه به تمامى بر ايشان حمله نمودند و كار ايشان را ساختند و ايشان را مقتول نمودند ، و حميد بن قحطبه محمّد را شهيد كرد و سرش را به نزد عيسى برد ، و زينب خواهر محمّد و فاطمه دخترش جسد او را از خاك بر داشتند و در بقيع دفن نمودند پس سر محمّد را حمل داده به نزد منصور بردند ، منصور حكم كرد كه آن سر را در كوفه نصب كردند و در بلدان بگردانيدند .
و مقتل محمّد در اواسط ماه رمضان سنه يكصد و چهل و پنج واقع شد و مدّت ظهور او تا وقت شهادتش دو ماه و هفده روز بوده و سنين عمرش به چهل و پنج رسيده بود و مقتل او در احجار زيت مدينه واقع شد چنان كه امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - در اخبار غيبيهء خود به آن اشاره فرموده بقوله : و انّه يقتل عند احجار الزّيت . « 1 »
ابو الفرج روايت كرده كه : چون محمّد كشته گشت و لشكر او منهزم شدند ، ابن خضير - كه يك تن از اصحاب محمّد بود - در زندان رفت و رياح بن عثمان زندانبان منصور را بكشت و ديوان محمّد را كه مشتمل بر اسامى اصحاب و رجال او بود بسوزانيد ، پس از آن به مقاتلت عبّاسيّين بيرون شد و پيوسته كارزار كرد تا كشته شد . « 2 »
و هم روايت كرده گاهى كه وى را بكشتند ، چندان زخم و جراحت بر سر وى وارد شده بود كه ممكن نبود او را حركت دهند و مثل گوشت پخته و سرخ كرده شده بود كه بر هر موضع از آن كه دست مىنهادى متلاشى مىشد . « 3 »
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص ، ص 224 .
( 2 ) مقاتل الطالبيين ، ص 186 .
( 3 ) مقاتل الطالبيين ، ص 182 .