تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
عيسى بن موسى برادر زاده و وليعهد خود را به تجهيز جنگ محمّد فرمان داد و در باطن گفت هر كدام كشته شوند باكى ندارم چه آن كه منصور طالب حيات عيسى نبود به سبب آن كه سفّاح عهد كرده بود كه بعد از منصور عيسى خليفه باشد و منصور از خلافت او كراهت داشت . پس عيسى با چهار هزار سوار و دو هزار پياده به دفع محمّد بيرون شد و منصور او را گفت كه اوّل دفعه قبل از قتال او را امان ده شايد بدون قتال او سر در طاعت ما آورد ، عيسى كوچ كرد تا به « قيد » - كه نام منزلى است در طريق مكّه - برسيد كاغذى به سوى جماعتى از اصحاب محمّد نوشت و ايشان را از طريق يارى محمّد پراكنده كرد و محمّد چون مطّلع شد كه عيسى به دفع او بيرون شده در تهيّه جنگ بر آمده و خندقى بر دور مدينه كند و در ماه رمضان بود كه عيسى با لشكر خود وارد شدند و دور مدينه را احاطه كردند . سبط ابن جوزى روايت كرده كه : چون لشكر منصور بر مدينه احاطه كردند محمّد را همّى نبود جز آن كه جريدهء اسامى كسانى كه با او بيعت كرده بودند و او را مكاتبه نموده بودند بسوزاند ، پس نامه‌هاى ايشان را سوزانيد ، آنگاه گفت : الآن مرگ بر من گوارا است و اگر اين كار نكرده بود هرآينه مردم در بلاء عظيم بودند چه آن كه اگر آن دفتر به دست لشكر منصور مىرسيد بر اسامى كسانى كه با او بيعت كرده بودند مطّلع مىشدند و ايشان را مىكشتند . و بالجمله ، عيسى بيامد و بر « سلع » - كه اسم جبلى است در مدينه - بايستاد و ندا كرد كه : اى محمّد ، از براى تو امان است ، محمّد گفت كه : امان شما را وفايى نيست و مردن به عزّت به از زندگى به ذلّت . و اين وقت لشكر محمّد از دور او متفرّق شده بودند ، و از صد هزار نفر كه با او بيعت كرده بودند سيصد و شانزده نفر با او بود به عدد اهل بدر . پس محمّد و اصحاب او غسل كردند و حنوط بر خود پاشيدند و ستوران خود را