تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
بوده‌اند ، و هم فرموده كه اگر در كتب حديثى يافت شد كه ايشان از طريق آن حضرت مفارق بوده‌اند آن حديث محمول بر تقيّه است به جهت آن كه مبادا خروج ايشان را به جهت نهى از منكر نسبت به ائمّهء طاهرين عليهم السّلام دهند . و مؤيّد اين مقال آن كه خلّاد بن عمير كندى روايت كرده كه شرفياب خدمت حضرت صادق عليه السّلام شدم ، آن حضرت فرمود : آيا از آل حسن عليه السّلام كه منصور ايشان را از مدينه بيرون برده خبر داريد ؟ ما خبر داشتيم از شهادت ايشان لكن نخواستيم كه آن حضرت را به مصيبت ايشان خبر دهيم ، گفتيم : اميدواريم كه خدا ايشان را عافيت دهد ، فرمود : كجا عافيت براى ايشان خواهد بود ، اين بگفت و صدا به گريه بلند كرد و چندان گريست كه ما نيز از گريهء آن حضرت گريستيم . آنگاه فرمود كه : پدرم از فاطمه دختر امام حسين عليه السّلام حديث كرد ، كه گفت : از پدرم حسين بن علىّ عليهما السّلام شنيدم كه مىفرمود : اى فاطمه ، چند نفر از فرزندان تو به شطّ فرات مقتول خواهند شد كه : ما سبقهم الاوّلون و لم يدركهم الآخرون . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه اينك از فرزندان فاطمه بنت الحسين عليه السّلام جز ايشان كه در حبس شدند كسى ديگر نيست كه مصداق اين حديث باشند . « 1 » لا جرم ايشانند آن كسانى كه به شطّ فرات مقتول شوند . پس سيّد ابن طاووس چند خبرى در جلالت ايشان و در بيان آن كه ايشان را اعتقاد نبود به آن كه مهدى ايشان همان مهدى موعود عليه السّلام است ايراد فرمود . هر كه خواهد رجوع كند به اعمال ماه محرّم اقبال الأعمال . بالجمله ، محمّد و ابراهيم پسران عبد اللّه همواره در هواى خلافت مىزيستند و اعداد خروج مىكردند تا گاهى كه امر خلافت بر ابو العبّاس سفّاح درست آمد . اين وقت فرار كردند و از مردم متوارى شدند ، امّا سفّاح عبد اللّه محض را بزرگ
هامش
( 1 ) اقبال الاعمال ، ص 581 .