تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
ماييم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ما را جفت كتاب خدا گردانيد و علم تنزيل و تأويل قرآن را به ما داد ، و در قرآن به يقين سخن مىگوييم ، و به ظنّ و گمان تأويل آيات آن نمىكنيم ، پس اطاعت كنيد ما را كه اطاعت ما از جانب خدا بر شما واجب شده است ، و اطاعت ما را به اطاعت خود و رسول خود مقرون گردانيده است و فرموده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
« 1 » پس حضرت فرمود كه : در اين شهر مردى از دنيا برفت كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند به عمل خيرى ، و به او نمىتوانند رسيد بندگان در هيچ سعادتى . به تحقيق كه جهاد مىكرد با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلم و جان خود را فداى او مىكرد ، و حضرت او را با رايت خود به هر طرف كه مىفرستاد جبرئيل از جانب راست و ميكائيل از جانب چپ او بود ، بر نمىگشت تا حقّ تعالى فتح مىكرد بر دست او ، و در شبى به عالم بقا رحلت كرد كه حضرت عيسى در آن شب به آسمان رفت در آن شب يوشع بن نون وصىّ حضرت موسى از دنيا رفت ، از طلا و نقره از او نماند مگر هفتصد درهم كه از بخششهاى او زياد آمده بود و مىخواست كه خادمى از براى اهل خود بخرد . پس گريه در گلوى آن حضرت گرفت و خروش از مردم بر آمد ، پس فرمود كه منم فرزند بشير ، منم فرزند نذير ، منم فرزند دعوت‌كننده به سوى خدا ، منم فرزند سراج منير ، منم از اهل بيتى كه حقّ تعالى در كتاب خود مودّت ايشان را واجب گردانيده است ، فرموده است كه :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً .
« 2 » حسنه كه حقّ تعالى در اين آيه فرموده محبّت ما است . پس حضرت بر منبر نشست و عبد اللّه بن عبّاس برخاست و گفت : اى گروه
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 59 ؛ امالى شيخ طوسى ، ص 121 ؛ جلاء العيون ، ص 428 - 429 . ( 2 ) سورهء شورى ، آيهء 23 .