علّامهء مجلسى رحمه اللّه در جلاء فرموده كه : شيخ طوسى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه دخترى از حضرت امام حسن عليه السّلام وفات كرد ، گروهى از اصحاب آن حضرت تعزيت براى او نوشتند ، پس حضرت در جواب ايشان نوشت :
امّا بعد : رسيد نامهء شما به من كه مرا تسلّى داده بوديد در مرگ فلان دختر من ، اجر مصيبت او را از خدا مىطلبم ، و تسليم گشتهام قضاى الهى را ، و صابرم بر بلاى او ، بدرستى كه به درد آورده است مرا مصائب زمان ، و آزرده كرده است نوائب دوران و مفارقت دوستانى كه الفت با ايشان داشتم ، و برادرانى كه ايشان را دوست خود مىانگاشتم و از ديدنشان شاد مىشدم و ديدههاى ايشان به ما روشن بود .
پس مصائب ايّام ايشان را به ناگاه فرو گرفت ، و مرگ ايشان را ربود و به لشكرهاى مردگان بردند ، پس ايشان با يكديگر مجاورند بىآن كه آشنايى در ميان ايشان باشد ، و بىآن كه يكديگر را ملاقات نمايند و بىآن كه از يكديگر بهرهمند گردند و به زيارت يكديگر روند با آن كه خانههاى ايشان بسيار به يكديگر نزديك است ، خانههاى ابدان ايشان از صاحبانش خالى گرديده ، و دوستان و ياران از ايشان دورى كردهاند ، و نديديم مثل خانهء ايشان خانهاى و مثل قرارگاه ايشان كاشانهاى ، در خانههاى وحشتانگيز ساكن گرديدهاند و از خانههاى مألوف خود دورى گزيدهاند ، دوستان از ايشان بىدشمنى مفارقت كردهاند و ايشان را براى پوسيدن و كهنه شدن در گودالها افكندهاند ، اين دختر من كنيزى بود مملوك ، و رفت به راهى مسلوك كه پيشينيان به آن راه رفتهاند و آيندگان به آن راه خواهند رفت ، و السّلام . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) جلاء العيون ، ص 405 - 406 به نقل از امالى شيخ طوسى ، ص 202 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 336 به نقل از امالى طوسى .