تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
عقوبت شد ، حضرت اراده كرد او را تأديب فرمايد ، غلام گفت :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
. حضرت فرمود : خشم خود را فرو خوردم . گفت :
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
« 1 » فرمود : تو را عفو كردم و از تقصير تو در گذشتم ، گفت :
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
فرمود كه : تو را آزاد كردم و از براى تو مقرّر كردم دو برابر آنچه را كه به تو عطا مىكردم . « 2 » ابن شهر آشوب از كتاب محمّد بن اسحاق روايت كرده كه بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم هيچ كس به شرافت و عظمت جناب امام حسن عليه السّلام نرسيد ، و گاهى بساطى براى آن جناب بر در خانه مىگسترانيدند و آن حضرت از خانه بيرون مىشد و بر روى آن مىنشست . پس هر كس كه از آنجا عبور مىكرد به جهت جلالت آن حضرت مىايستاد و عبور نمىكرد تا آن كه راه كوچه از رفت و آمد مسدود و منقطع مىشد ، حضرت كه چنين مىديد داخل خانه مىشد ، و مردم پراكنده مىشدند و در پى كار خويش مىرفتند . و همچنين در راه حجّ هر كه آن جناب را پياده مىديد به جهت تعظيم آن حضرت پياده مىگشت . « 3 » و ابن شهر آشوب در مناقب اشعارى از آن حضرت نقل كرده كه از آن جمله اين دو شعر است :
قل للمقيم به غير دار إقامة * حان الرّحيل فودّع الأحبابا انّ الّذين لقيتهم و صحبتهم * صاروا جميعا فى القبور ترابا « 4 »
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 134 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 352 ؛ جلاء العيون ، ص 414 ؛ العوالم ، ص 122 . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 338 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 7 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ص 412 - 413 . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، 340 ؛ العوالم ، ص 132 . مضمون دو شعر آن كه بگو در اين دنياى فانيه اقامه كرده كه وقت كوچ است پس با دوستان خود وداع كن همانا آن كسانى را كه از پيش ملاقات كردى و با آن‌ها مصاحبت نمودى تمام رحلت كردند و در قبرها مسكن نمودند و الحال بدن‌هاى ايشان خاك گشته است . از نسخهء دست نوشت مؤلّف رحمه اللّه