تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه فزت و ربّ الكعبة . « 1 » سوگند به خداى كعبه كه رستگار شدم ، و صيحهء شريفه‌اش بلند شد كه فرزند يهوديّه ابن ملجم مرا كشت ، او را مأخوذ داريد . اهل مسجد چون صداى آن حضرت شنيدند ، در طلب آن ملعون شدند و صداها بلند شد و حال مردم ديگرگون شده بود ، پس همه به سوى محراب دويدند ديدند كه آن حضرت در محراب افتاده و فرق مباركش شكافته شده و خاك بر مىگيرد و بر مواضع جراحت مىريزد و اين آيهء مباركه مىخواند :
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى .
« 2 » يعنى : از زمين خلق كرديم شما را ، و در زمين بر مىگردانيم شما را ، و از زمين بيرون مىآوريم شما را بار ديگر . پس فرمود كه : آمد امر خدا ، و راست شد گفتهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم . مردمان ديدند كه خون سرش بر روى و محاسن شريفش جارى است و ريش مباركش به خون خضاب شده و مىفرمايد : هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . اين همان وعده است كه خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به من داده‌اند . و هم هنگام ضربت ابن ملجم بر فرق آن حضرت ، زمين بلرزيد و درياها به موج آمد و آسمانها متزلزل گشت و درهاى مسجد به هم خورد و خروش از ملائكه آسمانها بلند شد ، و باد سياهى سخت بوزيد كه جهان را تاريك ساخت و جبرئيل در ميان آسمان و زمين ندا در داد چنان كه مردمان بشنيدند و گفت :
هامش
( 1 ) الصواعق المحرقة ، ص 80 ؛ روضة الواعظين ، ص 136 ؛ نظم درر السمطين ، ص 137 ؛ خصائص الائمة عليهم السّلام ، ص 63 . ( 2 ) سورهء طه ، آيهء 55 .