تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مىفرستاد و استغفار مىنمود . « 1 » و ابن شهر آشوب و غيره روايت كرده‌اند كه : حضرت در تمام آن شب بيدار بود و براى نماز شب بيرون نرفت به خلاف عادت هميشهء خويش . امّ كلثوم « 2 » عرض كرد : اى پدر ، اين بيدارى و اضطراب شما در اين شب براى چيست ؟ فرمود : در صبح اين شب من شهيد خواهم شد ، عرض كرد : بفرماييد جعده به مسجد رود و با مردم نماز گزارد ، ( جعده « 3 » فرزند هبيره است ، و مادرش امّ هانى خواهر امير المؤمنين عليه السّلام است ) فرمود : بگوييد جعده به مسجد رود و با مردم نماز گزارد ، پس بىتوانى فرمود كه : از قضاى الهى نمىتوان گريخت و خود آهنگ رفتن به مسجد نمود . « 4 » و روايت شده كه در آن شب آن حضرت بيدار بود و بسيار بيرون مىرفت و به آسمان نظر مىافكند ، و مىفرمود : به خدا قسم كه دروغ نمىگويم ، و دروغ به من گفته نشده . اين است آن شبى كه مرا وعده شهادت داده‌اند . پس به مضجع خويش بر مىگشت . پس زمانى كه فجر طالع شد ابن نبّاح مؤذّن آن حضرت درآمد و نداى نماز در داد ، حضرت به آهنگ مسجد برخاست ، چون به صحن خانه آمد ، مرغابيان چند كه در خانه بودند به خلاف عادت از پيش روى آن حضرت درآمدند و پر مىزدند و فرياد و صيحه همىكردند ، بعضى خواستند كه ايشان را برانند حضرت فرمود : دعوهنّ فانّهنّ صوائح تتبعها نوائح . « 5 » يعنى : بگذاريد ايشان را به حال خود ، همانا ايشان صيحه‌زنندگانند كه از پى
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 276 . ( 2 ) در خصائص الائمه عليهم السّلام : زينب ، ص 63 . ( 3 ) وى فقيه ، شاعر ، رزمنده ، شجاع و زبان‌آور بوده است . دربارهء او نك : الدرجات الرفيعة ، ص 412 ؛ الغدير ، ج 1 ، ص 331 ؛ اتقان المقال ، ص 32 ؛ اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 77 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 81 ؛ مجالس ، ج 1 ، ص 295 . ( 4 ) جلاء العيون ، ص 336 . ( 5 ) الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 16 ؛ خصائص رضى ، ص 63 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 310 ؛ كشف الغمه ، ج 1 ، ص 436 ؛ روضة الواعظين ، ص 135 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 212 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 425 .