تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
ديگر علم و حكمت آن حضرت است كه اندازهء او را جز خدا و رسول كسى نداند و شرح كردن آن نتواند چنان كه به برخى از آن اشاره شد ، پس كسى كه بىمعلّمى و مدرسى به صورت ظاهر در معارج علم و حكمت چنان عروج كند كه هيچ آفريده تمنّاى آن مقام نتواند كرد معجزهء آشكار باشد . ديگر جود و سخاوت آن حضرت است كه هر چه به دست كرد بذل كرد و با فاطمه و حسنين عليه السّلام سه شب ، روزه با روزه پيوستند و طعام خويش را به مسكين و يتيم و اسير دادند و در ركوع انگشترى قيمتى انفاق كرد و حقّ تعالى در شأن او و اهل بيت او سورهء « هل اتى » « 1 » و آيهء « انّما » نازل فرمود . « 2 » و گذشت كه آن حضرت به رشح جبين و كدّ يمين هزار بنده آزاد فرمود . و ديگر عبادت و زهد آن حضرت است كه به اتفاق علماى خبر ، هيچ كس آن عبادت نتوانست كرد ، و در تمامى عمر به زنان جوين قناعت فرمود و از نمك و سركه خورشى افزونتر نخواست با آن قوت ، آن قوّت داشت كه به برخى از آن اشارت نموديم و اين نيز معجزه باشد زيرا كه از حدّ بشر بيرون است . و از اين سان است عفو و علم و رحمت او و شدّت و نقمت او و شرف او و تواضع او كه تعبير از او مىشود به جمع بين الأضداد و تأليف بين الأشتات ، و اين نيز از خوارق عادات و فضايل شريفهء آن حضرت باشد چنان كه سيّد رضى عنه اللّه در افتتاح نهج البلاغه به اين مطلب اشاره كرده و فرموده : اگر كسى تأمّل و تدبر كند در خطب و كلمات آن حضرت و از ذهن خود خارج كند كه اين كلمات از آن مشرع فصاحت است كه عظيم القدر ، و نافذ الأمر ، و مالك الرّقاب بوده ، شكّ نخواهد كرد كه صاحب اين
هامش
( 1 ) از باب نمونه نك : اسباب النزول واحدى ؛ تفسير الكشّاف ، ج 4 ، ص 197 ؛ ذخائر العقبى ، ص 102 ، رياض النضرة ، ج 2 ، ص 227 ؛ نور الابصار ، ص 102 ؛ احقاق الحق ، ج 3 ، ص 157 تا 171 ؛ الغدير ، ج 2 ، ص 107 ، 111 . ( 2 ) از باب مثال نك : احكام القرآن ، ج 4 ، ص 102 ؛ اسباب النزول ، ص 148 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 71 ؛ تفسير قرطبى ، ج 6 ، ص 219 - 220 ؛ الدر المنثور ، ج 2 ، ص 293 ؛ نظم درر السمطين ، ص 86 - 88 ؛ شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 161 ؛ البرهان ، ج 1 ، ص 481 ؛ مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 17 . ج 17 ، ص 195 ؛ رجال ابن داود ، ص 67 .