تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مدّعى از وى معجزه طلبيدى اجابت فرمودى و امرى به خارق عادت ظاهر نمودى . امّا بسيارى از معجزات امير المؤمنين عليه السّلام همواره ملازم آن حضرت بود و دوست و دشمن نظارت مىكرد و هيچ كس را نيروى انكار آن نبوده و آن‌ها زياده از آن است كه نقل شود . از جمله شجاعت و قوت آن حضرت است كه به اتّفاق دوست و دشمن كرّار غير فرّار و غالب كلّ غالب است . و اين مطلب بر ناظر غزوات آن حضرت مانند بدر و احد و جنگهاى بصره و صفّين و ديگر حروب آن حضرت واضح و ظاهر است ، و در ليلة الهرير زياده از پانصد كس و به قولى نهصد كس را با شمشير بكشت ، و به هر ضربتى تكبير گفت ، و معلوم است كه شمشير آن حضرت بر درع آهن و خود فولاد فرود مىآمد و تيغ آن جناب آهن و فولاد مىدريد و مرد مىكشت . آيا هيچ كس اين را تواند يا در خور تمنّاى اين مقام تواند بود ؟ و امير المؤمنين عليه السّلام در اين غزوات اظهار خرق عادت و معجزات نخواست بنمايد . بلكه اين شجاعت و قوّت ملازم قالب بشريّت آن حضرت بود . ابن شهر آشوب قضاياى بسيار در باب قوّت آن حضرت نقل نموده مانند دريدن آن حضرت قماط « 1 » را در حال طفوليت ، و كشتن او مارى را به فشار دادن گردن او را به دست خود در اوان صغر كه در مهد جاى داشت ، و مادر او را « حيدره » ناميد . « 2 » و اثر انگشت آن حضرت در اسطوانه در كوفه و مشهد ، كف او در تكريت و موصل و غيره .
هامش
( 1 ) حكايت دريدن آن حضرت قماط را : چنان است كه جماعتى حديث كرده‌اند از فاطمه مادر آن جناب كه فرمود : چون على عليه السّلام متولّد شد ، او را در قماط پيچيده و سخت ببستم ، على عليه السّلام قوت كرد و او را پاره ساخت ، من قماط را دو لايه و سه لايه نمودم او را پاره همىنمود تا گاهى كه شش لايه كردم ، پارچه بعضى از حرير و بعضى از چرم بود چون آن حضرت را در لاى آن قماط ببستم باز قوّت نمود آن قماط را پاره كرد . آنگاه گفت : اى مادر ، دستهاى مرا مبند كه مىخواهم با انگشتان خود از براى حقّ تعالى تبصبص و تضرّع و ابتهال كنم . مؤلّف رحمه اللّه . [ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 287 ؛ ناسخ جزء چهارم از جلد سوم ، ص 358 ] . ( 2 ) نك : ناسخ التواريخ ، جزء چهارم از جلد سوم ، ص 359 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 373 | الشيخ عباس القمي