مىكند او را نيافتن چيزى كه نمىتواند او را درك كند و نبايد كه آن را بيابد چه هم به حكم خدا ادراك آن از براى او محال باشد ، پس بايد كه سرور و خوشحالى تو در آن چيزى باشد كه از آخرت به دست كنى ، و غصّه و غم تو بر آن چيزى باشد كه از فوايد آخرت از دست تو بيرون رود ، لاجرم بدان چه از منافع و فوايد دنيويّه به دست آورى زياده خوشحال مباش ، و به فراهم آمدن اموال دنيا فرحان مشو ، و چون دنيا با تو پشت كند غمگين و در جزع مباش ، و اهتمام تو در كارى بايد كه بعد از مرگ به كار آيد .
ابن عبّاس پس از آن كه اين مكتوب را قرائت كرد گفت كه : من ، بعد از كلمات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم از هيچ كلامى نفع نبردم مثل آنچه از اين كلمات نفع بردم .
و بالجمله مطالعهء اين كلمات از براى زهد در دنيا هر عاقلى را كافى و وافى است .
[ وجه ششم - عبادت على عليه السّلام ]
وجه ششم - آن كه آن حضرت اعبد مردم ، و سيّد عابدين ، و مصباح متهجّدين بود ، نمازش از همه كس بيشتر ، و روزهاش فزونتر بود ، بندگان خدا از آن جناب نماز شب و ملازمت در اقامت نوافل را آموختند ، و شمع يقين را در راه دين از مشعل او افروختند ؛ پيشانى نورانيش از كثرت سجود پينه كرده بود ، و محافظت آن بزرگوار بر اداى نوافل به حدّى بود كه نقل شده در ليلة الهرير در جنگ صفّين بين الصّفّين نطعى « 1 » برايش گسترده بودند و بر آن نماز مىكرد و تير از راست و چپ او مىگذشت و بر زمين مىآمد و ابدا آن حضرت را در ساحت وجودش تزلزلى نبود و به نماز خود مشغول بود . « 2 »
هامش
( 1 ) نطع : بساط از پوست دباغت كرده كه گسترند و بر آن نشينند و . . . بيهقى ، طبع دكتر فياض ، ص 174 .
( 2 ) نك : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 9 ، چاپ مصر ؛ بحار الأنوار ، ج 83 ، ص 23 ؛ ارشاد القلوب ، ج 2 ، ص 22 .