مىكرد « 1 » كه مبادا فرزندانش از روى شفقت و مهربانى زيت يا روغنى به آن بيالايند . و كم بود كه خورشى با نان خود ضمّ كند و اگر گاهى مىكرد ، نمك يا سركه بود .
و در كيفيّت شهادت آن حضرت بيايد كه آن حضرت در شب نوزدهم ماه رمضان كه براى افطار به خانهء امّ كلثوم آمد ، امّ كلثوم طبقى از طعام نزد آن حضرت نهاد كه در آن دو قرص جوين و كاسهاى از لبن و قدرى نمك بود . حضرت را كه نظر بر آن طعام افتاد بگريست و فرمود : اى دختر ، دو نان خورش براى من در يك طبق حاضر كردهاى مگر نمىدانى كه من متابعت برادر و پسر عمّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را مىكنم تا آن كه فرمود به خدا سوگند كه افطار نمىكنم تا يكى از اين دو خورش را بردارى .
پس امّ كلثوم كاسهء لبن را برداشت و آن حضرت اندكى از نان با نمك تناول فرمود و حمد و ثناى الهى به جا آورد و به عبادت برخاست .
و آن حضرت در مكتوبى كه به عثمان بن حنيف نوشته چنين مرقوم فرموده كه :
امام شما در دنيا اكتفا كرد به دو جامهء كهنه ، و از طعام خود به دو قرص نان ، و فرموده كه : اگر من مىخواستم غذاى خود را از عسل مصفّى و مغز گندم قرار دهم و جامههاى خويش را از بافتههاى حرير و ابريشم كنم ممكن بود ، ليكن هيهات كه هوى و هوس بر من غلبه كند و من طعامم چنين باشد و شايد در حجاز يا در يمامه كسى باشد كه نان نداشته باشد و شكم سير بر زمين نگذارد آيا من با شكم سير بخوابم و در اطراف من شكمهاى گرسنه باشد ؟ و قناعت كنم به همين مقدار كه مرا امير مؤمنان گويند و ليكن فقرا را مشاركت نكنم در سختى و مكاره روزگار ؟ خلق نكردند مرا كه پيوسته مثل حيواناتى كه همّ آنها به خوردن علف مصروف است مشغول به خوردن غذاهاى طيّب و لذيذ شوم . « 2 »
و بالجمله اگر كسى سير كند در خطب و كلمات آن حضرت به عين اليقين
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 322 ؛ ارشاد القلوب ، ج 2 ، ص 19 ؛ شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 26 .
( 2 ) نهج البلاغه ، نامه 45 .