ملكنا فكان العفو منّا سجيّة * فلمّا ملكتم سال بالدّم ابطح
و حلّلتم قتل الاسارى و طال ما * غدونا على الاسرى فنعفو و نصفح
و حسبكم هذا التّفاوت بيننا * و كلّ إناء بالّذى فيه يرشح « 1 »
[ وجه هشتم - حسن خلق و شكفته رويى ]
وجه هشتم - حسن خلق و شكفته رويى آن حضرت است ؛ و اين مطلب به حدّى واضح است كه دشمنانش به اين عيب كردند ؛ عمر و عاص مىگفت كه : او بسيار دعابت و خوش طبعى مىكند ، « 2 » و عمرو اين را از قول عمر برداشته كه او براى عذر اين كه خلافت را به آن حضرت تفويض نكند اين را عيب او شمرد . « 3 »
صعصعة بن صوحان و ديگران در وصف او گفتند : در ميان ما كه بود ، مثل يكى از ما بود ، به هر جانب كه او را مىخوانديم مىآمد ، و هر چه مىگفتيم مىشنيد ، و هر جا كه مىگفتيم مىنشست ، و با اين حال چنان از آن حضرت هيبت داشتيم كه اسير دست بسته دارد از كسى كه با شمشير برهنه بر سرش ايستاده باشد و خواهد گردنش را بزند ! . « 4 »
و نقل شده كه روزى معاويه به قيس بن سعد گفت : خدا رحمت كند ابو الحسن را كه بسيار خندان و شكفته و خوش طبع بود .
قيس گفت : بلى چنين بود ! و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم نيز با صحابه خوش طبعى مىنمود و خندان بود .
اى معاويه ! تو به ظاهر چنين نمودى كه او را مدح مىكنى امّا قصد ذمّ آن جناب نمودى ؛ و اللّه آن جناب با آن شكفتگى و خندانى هيبتش از همه كس افزون بود ، و
هامش
( 1 ) فيض القدير ، ص 353 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 337 به نقل از ابن خلكان .
( 2 ) نك : الامتاع و المؤانسة ، ج 3 ، ص 113 .
( 3 ) تاريخ مختصر الدول ، ص 103 .
( 4 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، مقدمه .