نموده ، در شعر اوّل اشاره به آيهء مباهله ، و در ثانى به حديث غدير و تعيين كردن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم آن جناب را به وصايت ، و در شعر سيّم اشاره كرده به حديث شريف نبوى كه به امير المؤمنين عليه السّلام فرموده ، چنان كه ابن شهر آشوب نقل كرده انت زرّى من قميصى . يعنى : نسبت تو با من نسبت تكمه است به پيراهن . و ابن حماد در شعر خود گفته كه : اين تشبيه اشاره است به آن كه هم چنان كه پيراهن تكمه لازم دارد و محتاج است به او ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم هم على عليه السّلام را لازم دارد و از او مستغنى نيست .
[ وجه چهارم - جود و سخاوت ]
وجه چهارم - كثرت جود و سخاوت آن جناب است ؛ و اين مطلب مشهورتر است از آن كه ذكر شود ، روزها روزه مىگرفت و شبها به گرسنگى مىگذرانيد و قوت خود را به ديگران عطا مىفرمود ، و سورهء « هل اتى » در باب ايثار آن حضرت نازل شده ، و آيهء :
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً
« 1 » در شأن او وارد شده . « 2 » مزدورى مىكرد و اجرتش را تصدّق مىنمود و خود از گرسنگى بر شكم مبارك سنگ مىبست .
و بس است شهادت معاويه كه اعدا عدوّ آن حضرت است به سخاوت آن جناب چه الفضل ما شهدت به الأعداء . معاويه گفت در حقّ او كه : على عليه السّلام اگر مالك شود خانهاى از طلا و خانهاى از كاه ، طلا را بيشتر تصدّق مىدهد تا هيچ از آن نماند . « 3 »
و چون آن جناب از دنيا رفت هيچ چيز باقى نگذاشت مگر در اهمى كه مىخواست خادمى از براى اهل خود بخرد و خطاب آن حضرت با اموال دنيويّه به يا بيضاء و يا صفراء غرّى غيرى . « 4 »
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 274 .
( 2 ) مناقب ابن مغازلى ، ص 280 ؛ رياض النضرة ، ج 2 ، ص 206 .
( 3 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 20 ؛ الامامة و السياسة ، ص 97 ؛ بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 144 .
( 4 ) كشف اليقين ، ص 87 .