تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
مردم مبادرت مىكردند به سوى شتر آن حضرت و نزديك شتر مىايستادند . پس حضرت شتر را حركت داد ، ايشان نيز حركت كردند و بر دور ناقه جمع شدند . پس حضرت فرمود كه : اى گروه مردم ! موقف همين زير پاى ناقهء من نيست و به دست مبارك خود اشاره فرمود به تمام موقف عرفات و فرمود كه : همهء اين‌ها موقف است . پس مردم پراكنده شدند و در مشعر الحرام نيز چنين كردند ، پس مردم در عرفات ماندند تا قرص آفتاب فرو رفت پس حضرت بار كرد و مردم بار كردند و امر نمود ايشان را به تأنّى . « 1 » حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : مشركان از عرفات پيش از غروب آفتاب بار مىكردند ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مخالفت ايشان نمود و بعد از غروب آفتاب روانه شد و فرمود كه : اى گروه مردم ! حجّ به تاختن اسبان نمىباشد و به دوانيدن شتران نمىباشد و ليكن از خدا بترسيد و سير نماييد سير كردن نيكو ، ضعيفى را پامال نكنيد و مسلمانى را در زير پاى اسبان مگيريد . و آن حضرت سر ناقه را آن قدر مىكشيد براى آن كه تند نرود تا آن كه سر ناقه به پيش جهاز مىرسيد و مىفرمود كه : اى گروه مردم ! بر شما باد به تأنّى « 2 » تا آن كه داخل مشعر الحرام شد . پس در آنجا نماز شام و خفتن را به يك اذان و دو اقامه ادا نمود و شب در آنجا به سر آورد تا نماز صبح را در آنجا نيز اداء نمود و ضعيفان بنى هاشم را در شب به منى فرستاد ، و به روايت ديگر : زنان را در شب فرستاد و اسامة بن زيد را همراه ايشان كرد « 3 » و امر كرد ايشان را كه جمرهء عقبه را نزنند تا آفتاب طالع گردد . پس چون آفتاب طالع شد از مشعر الحرام روانه شد و در منى نزول فرمود و جمرهء عقبه را به هفت سنگ زد .
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 4 ، ص 245 - 250 . ( 2 ) الكافى ، ج 4 ، ص 467 . ( 3 ) الكافى ، ج 4 ، ص 475 .