و شتران هدى كه آن حضرت آورده بود شصت و چهار بود يا شصت و شش ، و آنچه حضرت امير عليه السّلام آورده بود سى و چهار بود يا سى و شش ، كه مجموع شتران آن دو بزرگوار صد شتر بود .
و به روايت ديگر : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شتر نياورده بود و مجموع صد شتر را حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آورده بود و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را شريك گردانيد در هدى خود و سى و هفت شتر را به آن حضرت داد . « 1 » پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم شصت و شش شتر را نحر فرمود ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام سى و چهار شتر نحر نمود . پس حضرت امر نمود كه از هر شتر از آن صد شتر پاره گوشتى جدا كردند و همه را در ديگى از سنگ ريختند و پختند و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از مراق آن تناول نمودند تا آن كه از همهء آن شتران خورده باشند و ندادند به قصّابان پوست آن شتران را و نه جلهاى آنها را و نه قلادههاى آنها را بلكه همه را تصدّق كردند .
پس حضرت سر تراشيد و در همان روز متوجّه طواف خانه گرديد و طواف و سعى را به جا آورد و باز به منى معاودت فرمود و در منى توقّف نمود تا روز سيزدهم كه آخر ايّام تشريق است و در آن روز رمى هر سه جمره نمود و بار ديگر متوجّه مكّه گرديد . « 2 »
شيخ مفيد و طبرسى « 3 » روايت كردهاند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از اعمال حجّ فارغ شد متوجّه مدينه شد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدير خم رسيد و آن موضع در آن وقت محلّ نزول قوافل نبود زيرا كه آبى و چراگاهى در آن نبود . حضرت در آن موضع نزول فرمود و مسلمانان نيز فرود آمدند ، و سبب نزول آن حضرت در چنان موضع آن بود
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 4 ، ص 249 .
( 2 ) الكافى ، ج 4 ، ص 245 - 250 .
( 3 ) الارشاد ، ج 1 ، ص 174 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 261 .