تنهايى فرموده و گفت :
لبّيك اللّهمّ لبّيك ، لبّيك لا شريك لك لبيك ، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لك ، لا شريك لك .
و حضرت در تلبيهء خود « ذا المعارج » بسيار مىگفت ، و تلبيه را تكرار مىنمود در هر وقت كه سوارهاى مىديد ، يا بر تلّى بالا مىرفت ، يا از واديى فرو مىشد و در آخر شب و بعد از نمازها ، و هدى « 1 » با خود راند ، شصت و شش يا شصت و چهار شتر . و به روايت ديگر : صد شتر بود . « 2 »
و روز چهارم ذى الحجّة داخل مكّه شد و چون به در مسجد الحرام رسيد از در بنى شيبه داخل شد و بر در مسجد ايستاد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پدرش ابراهيم عليه السّلام صلوات فرستاد ، پس به نزديك حجر الأسود آمد و دست بر حجر ماليد و آن را بوسيده و هفت شوط بر دور خانهء كعبه طواف كرد و در پشت مقام ابراهيم دو ركعت نماز طواف به جا آورد .
و چون فارغ شد به نزد چاه زمزم رفت و از آب زمزم بياشاميد و گفت :
اللّهم إنّى اسألك علما نافعا ، و رزقا واسعا ، و شفاء من كلّ داء و سقم .
و اين دعا را رو به كعبه خواند .
پس به نزديك حجر آمد و دست بر حجر ماليد و حجر را بوسيد و متوجّه صفا شد و اين آيه را تلاوت فرمود :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
. « 3 »
يعنى : بدرستى كه كوه صفا و كوه مروه از علامتهاى مناسك الهى است ، پس
هامش
( 1 ) هدى : آنچه از چهار پايان به بيت اللّه الحرام هديه شود ( مفاتيح العلوم خوارزمى ) . هدى يا شتر است يا گاو يا گوسفند .
( 2 ) الكافى ، ج 4 ، ص 248 ؛ حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1373 - 1374 .
( 3 ) سورهء بقره ، آيهء 158 .