رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ
. « 1 »
بالجمله بعد از كشته شدن اين سه نفر ، رعبى در دل كفّار افتاد ، ابو جهل قريش را تحريص بر جنگ همىكرد . شيطان به صورت سراقة بن مالك شده قريش را گفت :
انّى جار لكم ، ادفعوا الىّ رايتكم .
پس رايت ميسره را به دست گرفته و از پيش روى صف مىدويد و كفّار را قوى دل مىكرد بر جنگ .
از آن طرف پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم اصحاب را فرمود :
غضّوا ابصاركم ، و عضّوا على النّواجذ .
و بر قلّت اصحاب خويش نگريست ، دست به دعا برداشت و از حقّ تعالى طلب نصرت كرد ، حقّ تعالى ملائكه را به مدد ايشان فرستاد .
قال اللّه تعالى :
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ
- إلى قوله - :
يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ .
« 2 »
پس جنگى عظيم در پيوست ، شيطان چون چشمش بر جبرئيل و صفوف فرشتگان افتاد علم را بينداخته آهنگ فرار كرد منبّه پسر حجّاج گريبان او را گرفت و گفت : اى سراقه ! كجا مىگريزى ؟ اين چه ناساخته كارى است كه در اين هنگام مىكنى و لشكر ما را در هم مىشكنى ، ابليس دستى بر سينهء او زد و گفت : دور شو از من كه چيزى مىبينم كه تو نمىبينى .
قال تعالى :
فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ
. الآية . « 3 »
و حضرت اسد اللّه الغالب ، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام چون شير آشفته به هر سو حمله مىبرد و مرد و مركب به خاك مىافكند تا آن كه سى و شش تن از ابطال رجال
هامش
( 1 ) سورهء حج ، آيهء 19 .
( 2 ) سورهء آل عمران ، آيهء 123 - 125 .
( 3 ) سورهء انفال ، آيهء 48 .