تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نظاره كن كه اين سگ چسان بر عمّت غلبه كرده ، على عليه السّلام به سوى او شد و از پس حمزه درآمد و چون حمزه به قامت از شيبه بلندتر بود ، فرمود : اى عمّ ! سر خويش به زير كن ، حمزه سر فرو كرد پس على عليه السّلام تيغ براند و يك نيمهء سر شيبه را بيفكند و او را هلاك كرد . امّا عبيده چون با عتبه نزديك شد و اين هر دو سخت دلاور و شجاع بودند ، پس بىتوانى با هم حمله كردند و عبيده تيغى بر فرق عتبه فرو كرد ، تا نيمهء سر بدريد و هم چنان عتبه در زير تيغ شمشيرى بر پاى عبيده افكند ، چنان كه ساقش را قطع كرد . از آن سوى امير المؤمنين عليه السّلام چون از كار شيبه پرداخت آهنگ عتبه نمود ، هنوز رمقى در عتبه بود كه جان او را نيز بگرفت ، پس حضرت در قتل اين هر سه تن شركت كرد و از اينجا است كه در مصاف معاويه او را خطاب كرده مىفرمايد . و عندي السّيف الّذى اعضضته اخاك و خالك و جدّك يوم بدر . « 1 » ( اغضاض گزانيدن و به شمشير زدن ) « 2 » پس آن حضرت به اتّفاق حمزه ، عبيده را برداشته به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آوردند ، پيغمبر سرش در كنار گرفت و چنان بگريست كه آب چشم مباركش بر روى عبيده دويد . . . و مغز از ساق عبيده مىرفت و هنگام مراجعت از بدر ، در ارض روحاء يا صفراء وفات يافت و در آنجا مدفون گشت و او ده سال از آن حضرت افزون بود . و حق تعالى اين آيه در حقّ آن شش تن كه هر دو تن با هم مخاصمت كردند فرو فرستاد :
هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ
هامش
( 1 ) نهج البلاغه نامه ، 64 . ( 2 ) گفتيم مؤلف محترم اين بخش را از ناسخ گرفته است و صاحب ناسخ همان گونه كه محقق محترم در پانوشت اشاره كرده است مسامحاتى كرده است زيرا اولا اين جمله را حضرت در نامه‌اى كه به عنوان جواب معاويه مرقوم مىدارد ذكر فرموده است نه آن كه در ميدان جنگ و به عنوان خطاب باشد و ثانيا اصل جمله چنين است : و عندي السيف الذي اعضضته بجدك و خالك و اخيك فى مقام واحد . ناسخ ، ج 1 ، ص 201 ( پاورقى ) .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 151 | الشيخ عباس القمي