تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
شعرها لما قتلته . « 1 »

[ غزوهء بنى قينقاع ]

و در سنهء دو ، نيمهء شوّال كه بيست ماه از هجرت گذشته بود غزوهء بنى قينقاع پيش آمد و قينقاع ( به فتح قاف و سكون ياء تحتانى و ضمّ نون و به فتح و كسر نيز درست است ) طايفه‌اى از يهودان مدينه مىباشند . بدان كه كفّار بعد از هجرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم با آن حضرت سه قسم بودند : قسمى آنان بودند كه حضرت با آن‌ها قرار گذاشته بود كه جنگ نكنند با آن حضرت و يارى هم نكنند دشمنان آن حضرت را و ايشان جهودان بنى قريظه و بنى النّضير و بنى قينقاع بودند . و قسم دوّم آنان بودند كه با آن حضرت حرب مىكردند و دشمنى آن حضرت را به پا مىداشتند و ايشان كفّار قريش بودند . و قسم سيّم آنان بودند كه كارى با آن حضرت نداشتند و منتظر بودند كه ببينند چه خواهد شد عاقبت امر آن حضرت . مانند طوائف عرب ، لكن بعضى از ايشان در باطن دوست داشتند ظهور امر آن حضرت را مانند قبيلهء خزاعه ، و بعضى به عكس بودند مانند بنى بكر ، و بعضى بودند كه با آن حضرت بودند به ظاهر و با دشمنش بودند در باطن مانند منافقان و طوايف ثلاثهء يهود و غدر كردند . اوّل كسى كه نقض عهد كرد از ايشان بنى قينقاع بودند . « 2 » و سببش آن شد كه در بازار بنى قينقاع زنى از مسلمانان بر در دكان زرگرى نشسته ، پس از آن زرگر يا مرد ديگرى از يهود براى تمسخر « 3 » جامهء پشت او را چاك زد و گره بست . آن زن بىخبر بود ، چون برخاست سرينش « 4 » پيدا شد يهوديان
هامش
( 1 ) سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 44 ، اگر شعر او را شنيده بودم برادرش را نمىكشتم . ( 2 ) نك : السيرة الحلبية ، ج 2 ، ص 208 ؛ تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 408 ؛ المغازى واقدى ، ج 1 ، ص 176 - 177 . ( 3 ) تمسخر : مسخره كردن ، استهزاء نمودن . در نسخه‌اى تسخير و در نسخهء ديگر تسخّر . ( 4 ) سرين : كفل .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 154 | الشيخ عباس القمي