مخاطره به اعدا گذاشته ، در معركهء محاربه از كفار فرار نمودند و من هرگز در هيچ موطن مخوف از آن سرور تخلف ننموده ، خويش را وقايه نفس نفيس وجه اقدس آن سرور كردم ؟
گفتند : بلى . آنگاه فرمود : كدام يك از ما همچنين است ؟ گفتند : هيچيك . باز فرمود : آيا نمىدانيد اول مردى كه قدم در دايرهء اسلام درآورده منم ؟ همه گفتند : بلى . آنگاه فرمود : كدام يك اقرب است از ما به رسول از روى نسبت و حسب ؟ جمله گفتند : مراتب اقربيت تو را ثابت و مسلم و قدم مزيت تو در راه قربت و قرابت به آن سرور به غايت راسخ و محكم است .
در اين حال عبد الرحمن عوف گفت : يا ابا الحسن ، همهء اين فضايل كه شمردى چنين است كه در تحت بيان آوردى و جميع اصحاب بدين امور اقرار داشتند و اعتراف دارند ؛ ليكن اكنون اكثر مردم به عثمان بيعت كردند . متوقع از جناب تو آنكه با ايشان موافقت نمايى و به قدم قبول و اقبال پيش آيى . شاه عرصهء ولايت فرمود : به خدا كه شما مىدانيد احقّ به خلافت كيست ؛ مع ذلك به مقتضى علم خود عمل نمىنماييد . بنابر رعايت اعراض و مصالح دنيوى خود واللّه مسلّم داشتم اين امر را بر غير خود ؛ زيرا كه مىدانم سلامت مسلمانان در اين تنزيل و تسليم است ، چه در اين تسليم حيف بر خاصّه من است نه بر اسلام و مسلمانان . بنابراين ترك مناقشه كردم طلبا لاجر المرجوفيه . و اين ابيات آبدار از آن ابر گهربار و بحر مملو از درّ شاهوار ، مناسب اين مقاله و گفتار بر صفحهء روزگار ماند .
عربيه :
قد يعلم النّاس انّا خيرهم نسبا * و نحن افخرهم بينا اذا فخروا
رهط النّبى و هم مأوى كرامته * و ناصر الدّين و المنصور من نصروا
و الارض تعلم انا خير ساكنها * كما به تشهد البطحاء و المطر
و البيت ذو السرّ و الاركان لو سئلوا * نادى بذلك ركن البيت و الحجر
معنى بيت اول :
به تحقيق مىدانند مردم به درستى كه بهتر ايشان از روى نسب ماييم و بزرگتر ايشانيم از روى چون افتخار نمايند .
معنى بيت دويم :
و مىدانند گروه نبى و حال آنكه ايشان جاى كرامت اويند كه ناصر دين [ منم ] و منصور كسى كه نصرت داده است ايشان را .
معنى بيت سيم :
و زمين مىداند كه بهترين ساكنان اويم ؛ چنانچه بر بهتريت من گواهى مىدهد بطحاء و مطر .