تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
بود . از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند از گور وى . فقال : عند الطّريق الاعظم عند الكثيب الاحمر . « 1 »

مسأله :

پس يوشع بماند با رنج و محنت و مقاسات با طواغيت تا سه جبّار بگذشتند . بعد از مرگ سه جبّار ، كار وى قوى شد . دو مرد منافق از قوم موسى عليه السّلام ، صفورا بنت شعيب زن موسى عليه السّلام را اغوا كردند با چند هزار مرد و با يوشع بن نون حرب كردند . يوشع بر ايشان غالب شد و از ايشان جمعى عظيم كشته شدند و باقى منهزم . يوشع با صفورا گفت : قد عفوت عنك فى الدّنيا الى ان تلقى نبىّ اللّه موسى فاشكو ما لقيت منك و من قومك . صفورا وا ويلا در نهاد و ندامتش حاصل شد و گفت : اگر مرا در بهشت برند ، از حياى اين خروج بر وصىّ موسى عليه السّلام نتوانم رفتن . و ائمّه و حجج بعد از يوشع مستتر مىبودند تا زمان داوود عليه السّلام چهار صد سال ميان موسى و داوود عليهما السّلام و اوصيا يازده بودند . و در زمان اين اوصيا مىشنيدند كه اين دين به داوود قرار گيرد . وى را مىديدند و نمىشناختند و در ميان خلق مستور بود و خامل الذّكر بودى ميان برادران چهارگانهء خويش . و ايشان را پدر پيرى بود ، داوود را از استهانت در دنبال گوسفندان كرده بود . چون حرب ميان طالوت و جالوت قوى شد ، پدر داوود را گفت : طعام به برادران بر تا ايشان را قوّت حرب باشد . داوود مردى كوتاه خلقت بود ، اندك موى ، پاكدل . چون به راه مىرفت به سنگى بگذشت ، سنگ آواز داد
هامش
( 1 ) - كمال الدين / 153 - 154 .