آن و آن خوارج بودند . و قومى با على عليه السّلام بماندند و ايشان شيعهاند .
و تشيّع آن دور مشهور شد . و جمعى با معاويه بماندند . ايشان را مرجئه نام نهادند . و مارقه جمعىاند كه بر هر دو خروج كردند .
و در اوّل باب گفت : عن الرّسول صلّى اللّه عليه و آله : المرجئة يهود هذه الامّة .
و قال الباقر عليه السّلام : المرجئة بدّلوا نعمة اللّه طاهرها و باطنها . و هم يهود هذه الامّة . پس گفت : تشبيه رسول صلّى اللّه عليه و آله مرجئه را به يهود ، از آن سبب است كه ايشان اوّل جمعى بودند كه تحريف كتاب كردند - يعنى تورات - و جحود نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله .
قاعدهء بيست و يكم : فى غيبة الأوصياء و تحقّق الغيبة لهم
ملك الموت عليه السّلام به موسى عليه السّلام آمد تا قبض روح او كند . مانع شد گفت : از كجا قبض روح كنى ؟ گفت : از دهان . گفت : بدين دهان با خداى تعالى مكالمه كردم . پس گفت : از دست . پس گفت : بدين دست حمل تورات كردم . تا به آخر اعضا ، هر يكى را به چيزى حواله مىكرد . ملك الموت عليه السّلام عاجز شد . خداى تعالى فرمود : رها كن وى را ؛ كه وى خواهد عاقبة الامر .
يوشّع بن نون را بخواند و وصيّت به وى كرد و آنكه وصيّت كند به غيرى بعد از خويشتن و امر وى مكتوم دارد . و موسى غايب شد . بر مردى بگذشت كه ملكى بود بر صورت انسان كه گور مىكند . موسى گفت : مدد تو كنم ؟ مرد گفت : شايد . چون گور تمام شد ، موسى در آنجا خفت و حق تعالى كشف غطا بكرد ، جاى خويش در بهشت بديد ، تمنّاى مرگ كرد و حق تعالى ملك موت عليه السّلام را بفرمود تا قبض روح وى كرد . از آسمان ندا آمد كه : مات موسى كليم اللّه . فأيّ نفس لا تموت ؟ ! و اين در تيه