ايمن نباشد از حضور و طهور وى ساعة فساعة . پس خوف باشد بر اقامهء حد بر وى ، پس دائما در انزجار و خوف و و جل باشد و جرأت اقدام ندارد بر معاصى و در حال غيبت خوف زيادهتر .
و از اينجا لازم نيايد كه ما از حضور وى مستغنى باشيم . زيرا كه حضور وى قوّت اوليا باشد و رغم اعدا بود و تقويت حجّت موالى ، و نيز به وجود حضور وى ، بسط عدل بود و امن ثغور و ارتفاع خوف از سرّاق و قطّاع الطريق و تمشيت كار تجّار و منع ظلمه از عالميان .
و نيز شايد كه بر اوليا طاهر نمىشود براى حوز ثواب را به نصيب اوفر . چه كه دائما متشوّق باشد و طالب بساط . امامت وى و انتظار قدوم وى ساعة فساعة و بدان سبب مستحقّ ثواب عظيم شود . و نيز معتقد ، چون عناد معاند بشنود و دفع آن شبهه مىكند ، وى را بدان ثوابى عظيم بود چنان كه در تأويل متشابهات .
و نشايد كه گويند طول عمر وى سبب اختلال حسّ و علم و قدرت وى بود . زيرا كه طول عمر منافى علم و قدرت نيست . به دليل آنكه اهل جنّت دوام در بهشتند ، حاسّه و علم و قدرت ايشان را خللى نخواهد بود . و همچنين حال نوح و خضر عليهما السّلام كه مسلمانان و اكثر اهل كتاب مقرّند به وجود خضر با سلامتى حاسّه و علم و قدرت . امّا معتزله و خوارج مانع حيات خضرند و طول عمر ، امّا مانع اهل جنّت نتوانند بود به هيچ حال .
نه سلمان قريب چهار صد يا پانصد سال زنده بود و حواسّ و علم و قدرت وى به سلامت ؟ ! نه فرس اتفاق كردند كه ضحّاك صاحب حيّتين هزار و دويست سال زنده بود و افريدون عادل بالاى هزار سال و ملكى كه مهر جان احداث كرد هزار و پانصد سال زنده بود و ششصد سال از قوم خود غايب بود در آن كار و بختنصّر ملك دنيا هفتصد سال زنده بود ؟ !
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 875
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص٨٧٥