تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
و چون روشن شد كه حق تعالى مختار است ، تطويل عمر يكى كه حجّت وى باشد بر خلق ، تواند كردن چون صلاح در آن داند . و نيز كه زمانهء تكليف از معصومى خالى بودن مرخّص و مجوّز نيست . هر كه اين قول گفت ، گفت كه امام معصوم محمّد بن الحسن عليه السّلام است كه چندين سال باز غايب است زنده و قائم .

قاعدهء دوم : در علّت مانع طهور

بدان كه طهور خوف و قتل را كه اذيّات تحمّل كردن انبيا و ائمّه را لازم بود « 1 » ؛ كه : ما اوذى نبىّ مرسل مثل ما اوذيت . و امّا حيلوله بر دو نوع است : نوع اوّل به نهى ؛ و اين وارد است به آيت :
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها »
« 2 » و به آيت :
« وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ » *
. « 3 » دوم حيلولهء قهر و جبر و اين ادا به رفع تكاليف كند و به الجاى مكلّفان به عبادت و امتناع از معاصى . امّا پدران را غايب نكرد حق تعالى چنان كه وى را . زيرا كه ايشان را بدلى و عوضى بود و وى را نه . و نيز مردم به وى نتوانستند رسيدن چنان كه به آباى وى . زيرا كه : از دور محمّد الى يومنا هذا مشهور بود كه از امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزندى بزايد چنين و چنين كه دولت ملوك به وى مبدّل گردد و عالميان مسخّر وى گردند . و سلطانان وقت خائف بودند بر ملك خويش و مطالبت وى مىكردند . و آباى وى را اين درجه نبود و
هامش
( 1 ) - اين عبارت همين گونه آمده است . ( 2 ) - مائده ( 5 ) / 93 . ( 3 ) - انعام ( 6 ) / 151 .