مال به تو دهد و روز جمعه « 1 » مرده باشد . به حقيقت امام را به خواب ديد كه : مال به وى ده . مال من بازداد . چنان كه خبر داده بود ، بعد از اداى مال متوفّى شد روز جمعه . « 2 »
حليسى گويد : من به اوّل شعبان به زيارت عسكر امام ابو محمّد عليه السّلام و پدر وى رفتمى ، و به نيمهء شعبان به زيارت امام حسين عليه السّلام .
سالها بر اين بگذشت . سالى گفتم : امسال زيارت نمىكنم . ديگر باره گفتم :
نه ، ترگ زيارت نكنم . و هر وقت كه به زيارت رفتمى به رقعهاى يا به رسالتى ، هديّهاى از ابو محمّد عليه السّلام بستدمى . با خود گفتم : امسال چيزى نخواهم ، بلكه خاصّ خدا را زيارت كنم . با صاحب منزل گفتم : اعلام نكن ايشان را به قدوم من . در شب صاحب منزل آمد و مىخنديد به تعجّب و گفت : دو دينار به من فرستاد امشب و گفتند : اين را به حليسى ده و بگو :
من كان فى حاجة اللّه ، كان اللّه فى حاجته . « 3 »
محمّد بن علىّ بن ابراهيم بن موسى بن جعفر گويد كه : كار بر ما مضيّق شده بود . با پدر گفتم : مردم وصف سماحت حسن عسكرى مىكنند . باشد به خدمت وى رويم چيزى به ما دهد . با پدر گفتم : تو هرگز وى را ديدهاى ؟
گفت : نه . با پدر برفتيم . پدرم بر راه گفت : اگر پانصد درهم بدهد نيك بود ؛ دويست درهم براى كسوه ، و دويست براى آرد ، و صد درهم نفقه . من گفتم :
كاشكى مرا سيصد درهم بدادى ؛ صد به حمارى دهم ، و صد به كسوه ، و صد به نفقه كنم . چون به در خانه رسيديم ، اجازت خواستيم و در خدمت وى رفتيم . و گويند كه : بىاجازت غلام آمد كه : على و پسر وى محمّد بايد در
هامش
( 1 ) - در مصدر « بعد جمعة » آمده است كه به معناى « پس از يك هفته » است نه « روز جمعه » .
( 2 ) - الثاقب / 568 - 569 ، كشف الغمّه 3 / 311 .
( 3 ) - الثاقب / 569 ، كمال الدين / 493 .