تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
چيست كه وقتى حرام شده و وقتى ديگر حلال ؟ يحيى از جواب عاجز شد و از امام التماس جواب كرد . امام فرمود : اين زن جاريهء غير بود . اوّل روز بنا بر اين ديدن او حرام بود . چون روز بر آمد ، او را بخريد حلال شد . به نزديك ظهر آزاد كرد ، حرام شد بر وى . و به نزديك عصر به زن كرد ، حلال شد . به نزديك شام ظهار كرد با وى ، حرام شد . به وقت خفتن كفّاره بداد ، حلال شد . پس به نصف الليل طلاق داد و او حرام شد . پس وقت صبح رجوع كرد ، حلال شد . مأمون ثناى وى بگفت و عتاب آن قوم كه : علم اين خاندان نه به تعليم باشد . و انّما علم ايشان عطايى است . و صغر سنّ او چون كبر ديگران باشد . رسول ( صلعم ) امير المؤمنين را به ده سالگى دعوت به اسلام كرد و اسلام وى قبول كرد و حكم خداى تعالى بدان نافذ شد و در همهء عالم هيچ كودكى را دعوت نكرد . و از خزينهء مأمون سه طبق سيمين حاضر كردند و در آنجا بنادق مشكين و زعفرانى در ميان هر بندقى را بر آنها نوشته به جوايز و اقطاعها . « 1 » چون از زفاف فارغ شد با امّ الفضل ، بيرون آمد و قصد مدينه كرد تا به كوفه رسيد . خلق به تشييع وى بيرون رفتند . نزديك غروب آفتاب به سراى مسيّب برسيد فرود آمد و در مسجد رفت . و در صحن آن مسجد نبقه‌اى « 2 » بود كه هنوز بار نياورده بود . كوزه‌اى بخواست و وضو ساخت در زير نبقه و نماز به جماعت بگزارد . شام در ركعت اوّل الحمد خواند و إذا جاء نصر اللّه و در دوم الحمد و قل هو اللّه . و قنوت بگفت قبل از ركوع . و بعد از سلام
هامش
( 1 ) - الارشاد 2 / 281 - 288 ، اثبات الوصيّه / 188 - 191 ، مناقب ابن شهر آشوب 4 / 380 - 382 ، كشف الغمّه 3 / 201 - 209 ، تفسير قمى 1 / 182 - 185 . ( 2 ) - نبقه : درخت عنّاب .
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 810 | عماد الدين حسن بن علي الطبري