تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
گويند : مطرّفى گفت : مرا به رضا عليه السّلام چهار هزار درم قرض بود ؛ هيچ‌كس ندانست الّا من و وى . به جوار ايزدى رسيد . روزى محمّد ( ع ) به من فرستاد كه : فردا به من آى . به وى رفتم . گفت : تو را بر پدر من چهار هزار درهم قرض است . دست در زير مصلّا كرد و زر به من داد . به وزن كردم ، به قيمت چهار هزار درهم بود تمام . « 1 » اميّة بن على گويد : ابو جعفر ( ع ) روزى جاريه‌اى را بخواند و گفت : تهيّؤ ماتم بكنيد . ما گفتيم : ماتم كه ؟ چيزى نگفت . دوم روز همچنين گفت . ما پرسيديم كه : مأتم من ؟ قال : مأتم خير من على طهر الارض . روزى چند بر آمد ، خبر مرگ رضا عليه السّلام برسيد از طرف خراسان . و گفتند در فلان روز نماند . همان روز بود كه امام ( ع ) خبر داده بود . « 2 » محمّد بن فرج گويد : ابو جعفر نامه به من نوشت : خمس به من فرستيد ؛ كه جز امسال از شما خمس نگيرم . و در آن سال متوفّى شد . « 3 »
هامش
( 1 ) - الارشاد 2 / 292 ، كشف الغمّه 3 / 213 . ( 2 ) - الثاقب / 515 - 516 ، نزهة الكرام 2 / 805 . ( 3 ) - كشف الغمّه 3 / 224 .