محمّد بن علاء جرجانى گويد كه : سالى حج بكردم و در مطاف رضا را عليه السّلام ديدم . گفتم : يا بن رسول اللّه ، حديث : « من مات و لم يعرف امام زمانه ، مات ميتة جاهليّة » كه از رسول ( صلعم ) روايت آمد راست است ؟
گفت : بلى صدق است . پرسيدم كه : « ميتة جاهليّة » كدام بود ؟ گفت : مشرك .
محمّد گويد : گفتم : امام زمانهء ما كيست كه من نمىشناسم ؟ تا حكايت چند برفت . با غلامان گفت : مانع وى مشويد كه در پيش من آيد . روز دوم در خدمت وى رفتم . با من مناظره مىكرد و طبق صينى پيش وى نهاده بود و رطب بر آنجا كرده و مىخورد . آن طبق صينى به آواز آمد كه : الحقّ حقّ مولاى و هو الامام . « 1 »
گويند كه : امام رضا عليه السّلام به نيشابور فرود آمد بمحلّة قرفى بناحية تعرف بلاد سناباد ، به سرايى كه آن را پسنده گويند زيرا كه رضا عليه السّلام آن را در ميان سراها پسند كرده بود . چون آنجا فرود آمد ، لوزهاى « 2 » بر رست بر ناحيهء سرا و بزرگ شد و هم در آن سال مثمر شد .
مردم بدانستند كه آن از معجزات امام است . هر كه را رمدى و وجعى و رنجى بودى ، شكوفهء آن را بر وجه استشفا بخوردى يا در درد ماليدى ، خداى تعالى البتّه شفا دادى . و اگر حامله را عسر ولادت بودى ، از آن شكوفه بخوردى ، ولادت بر وى آسان شدى در حال بار بنهادى . اگر دابّهاى را قولنج بگرفتى ، چوب آن بر شكم وى ماليدندى ، در حال نيك شدى به بركت امام رضا عليه السّلام . روزگارى بر آمد آن درخت خشك شد .
هامش
كه هرگز به همراه تو نزد او نخواهم آمد ! فردا كه شد ، صبح نزد رضا عليه السّلام رفتم -
( 1 ) - الثاقب / 495 . متن مطبوع اختلافاتى با نصّ بالا دارد و ظاهر صحّت نصّ فوق است .
( 2 ) - لوزه : درخت بادام .