تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
بازبستاند به رفق و به سراى خويش رفت . و علما و اطبّا و حكما و فقها را جمع كرد تا بگويند كه آن شخص حيوان متحرّك چيست . جمله اتّفاق كردن كه ما ندانيم . ابن اكثم قاضى و ابو يوسف يعقوب القاضى لعنهما اللّه اتّفاق كردند كه : اين معنى نداند الّا امام رافضيان موسى بن جعفر صلّى اللّه عليهما . وى را حاضر كن با جمعى روافض كه ايشان مىگويند كه موسى ( ع ) عالم ملكوت مىبيند و علم غيب مىداند . اگر جواب بگويد ، فايده باشد . و اگر نداند ، لومتى بود وى را پيش روافض . در حال هارون به طلب امام فرستاد و گفت : بگو كارى تعجيل است و فلان و فلان از روافض مىبايد كه با تو باشند . اصحاب شيعه با امام ( ع ) بيامدند . هارون گفت : تو را حاضر كردم براى اشتياق به تو . فقال : دعنى من شوقك يا خليفة . بدان كه حق تعالى ميان آسمان و زمين بحرى آفريده مكفوف به آب زلال خوش منع كرد موج وى را بر نواحى و حواشى آن بعضى بر بعضى تا آن آب نريزد به يك بار و به يك ساعت و بىمكيال به زير نيايد كه هر چه در زير آن است هلاك شود . طول آن بحر چهار فرسنگ در چهار فرسنگ است از فراسخ ملائكه هر فرسنگى يك‌ساله راه مردى كه مجدّ باشد در راه رفتن تحفّ به الصّافّون المسبّحون از ملائكه . و منه قوله تعالى :
« وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ * وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ »
. « 1 » و در آن دريا سگان صغار و كبار ايجاد كرد بر صورت سمك و بيشتر صورت وى شبرى . « 2 » و چيزى بود سر وى چون سر آدمى و وى را دو گوش و بينى و
هامش
( 1 ) - صافّات ( 37 ) / 165 - 166 . ( 2 ) - يعنى بزرگترين آنها به قدر وجبى است .