تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
و سر مرده ببرد ؟ جواب نوشته بود كه : قطع يد لازم بود براى سرقت كفن . براى آنكه گور حرز است . و ديت سر مرده كه بريده صد درهم است ، ديت جنين قبل ولوج الرّوح فيه . و آن صد دينار براى مرده صدقه بدهند . زيرا كه المى است بعد از موت به وى رسيده . وارث را در اينجا نصيبى نباشد . حج براى وى يا صدقه يا غزا بدهند . ابو جعفر گويد : در حال پيش بار و بنه رفتم و مالها و ودايع مسلمانان به خدمت وى آوردم . و مدّتى پيش وى اقامت كردم . و آن سال در خدمتش حج كردم . روزى در عمارى وى بودمى و روزى در عمارى پسرش رضا ( ع ) و چندان فايده‌ها يافتم كه شكر آن هرگز نتوانم گفت . بعد از آن به خراسان رفتم . مردم شهر استقبال من كردند و بر من سلام گفتند . شطيطه در ميان ايشان بود . روى به وى كردم در ميان خلق و حكايت به وى گفتم و اكرام امام ( ع ) وى را . آن زن خواست كه از شادى بيهوش شود و هيچ‌كس از شيعه در شهر نشدند الّا كه بر وى حاسد بودند يا متأسّف بر وى بر منزلت وى . اجزا به ايشان دادم ، جوابها مطالعه كردند . روز نوزدهم شطيطه متوفّى شد . جملهء شيعه بر جنازهء وى حاضر شدند . چون جنازهء وى بنهادند ، التفات كردم در ميان خلق ابو الحسن ( ع ) را ديدم بر تختى نشسته فرود آمد از آن و مهار بگرفت و بايستاد و بر آن جنازه نماز كرد با قوم و به نزول وى به گور حاضر شد و مدد كرد . و از تربت امام حسين عليه السّلام چيزى در گور وى ريخت . چون از اين فارغ شد ، شهادتين وى بگفت . چون فارغ شد بر نجيب سوار شد و سر نجيب به جانب برّيّه بگردانيد و گفت : عرّف اصحابك و اقرئهم منّى السّلام و قل لهم : انّى و من جرى مجراى من الائمّة لا بدّ لنا فى حضور جنائزكم فى أىّ بلد كنتم . فاتّقوا اللّه فى انفسكم و احسنوا الاعمال لتعينونا على خلاصكم فنفكّ
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 721 | عماد الدين حسن بن علي الطبري