تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
در وى سى جامه بود از آن دو برادر بلخى كه ايشان را پسران نوح بن اسماعيل خواندندى . و شيعه آن جزوى كه در وى مسائل بود حاضر كردند هفتاد ورق بود در هر ورقى مسأله‌اى ، در زير آن بياض بازگذاشته براى جواب . و جملهء آن را به سه حزمه كرده « 1 » و بر هر حزمه مهرى نهاده و گفتند : اين جزوها را به امام بر . يك شب پيش وى باش و بامداد پيش وى رو و جواب مسأله‌ها بستان . اگر مهرها به حال خويش يا بى بىآنكه مهرها شكسته باشد ، جواب نوشته يا بى ، بدان كه امام است ، مال به وى ده . و اگر نه چنين باشد ، مال ما به كس مده و به پيش ما آر . ابو جعفر گويد : به كوفه رفتم و زيارت امير المؤمنين على عليه السّلام كردم . در مسجد پيرى يافتم مسن ابروهاى وى افتاده بر رو و جمعى گرد وى در آمده مسائل حلال و حرام مىپرسيدند و جوابها مىگفت بر مذهب اهل البيت صلى اللّه عليهم اجمعين . پرسيدم : وى كيست ؟ گفتند : ابو حمزهء ثمالى . بر وى سلام كردم و به نزديك وى بنشستم . از حالهاى من پرسيد . جمله احوالى بگفتم . سخت خرّم شد و مرا به نزديك خويش كشيد و ميان هر دو چشمم بوسه داد و گفت : لن تخرب الدّنيا ما وصل الى هؤلاء حقوقهم . و انّك تتّصل بخدمتهم الى جوارهم . ابو جعفر گويد : من به سخن وى خرّم شدم . و آن اوّل فايده بود كه در عراق به من رسيد . من با ايشان بنشستم و حديث مىكردم . چشمها بگشود و نظر به برّيّه « 2 » انداخت و گفت : آنچه مىبينم من شما مىبينيد ؟ ما گفتيم : چه چيز ديده‌اى ؟ گفت : شخصى بر ناقه سوار مىآيد . ما نيز بديديم . مردى برسيد
هامش
( 1 ) - ترجمهء عبارت الثاقب / 440 چنين است : و هر دو ورق را با سه حزام بستند . ( 2 ) - برّيّه : بيابان .
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 716 | عماد الدين حسن بن علي الطبري