منصور بن علّاف و بصر آمد صاحب السّوق و آن موضع خراب بكردند و آب در وى روان بكردند و آن خرما ببريدند . آن يهودى اسلام آورد و پسر وى هم اسلام آورد . و وى متوفّى شد و پسر وى آنجا بعد از وى اقامت كرد .
عايشه گويد : روزى حسين در پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله بوسه بر روى و لب و دندان وى مىداد و گفت : اى جبرئيل ، انّى لاجد منه رائحة الجنّة : من از وى بوى بهشت مىيابم . جبرئيل گفت : خداى سلام مىرساند و مىگويد كه : امّت تو وى را بكشند . و قاتل وى لعين خدا باشد . و جملهء مؤمنان وى را لعنت كنند . و ما كه ملائكهايم جمله وى را لعنت كنيم . و نام آن زمين كه مقتل وى است زمين كرب و بلا خوانند . فرداى قيامت خون وى با خونهاى شهدا موازنه كنند ، خون وى راجح آيد الّا بر خون انبيا . و هيچ ملكى و وحشى و طيرى بنماند الّا بر وى بگريند .
صادق عليه السّلام گفت : ما لقى اللّه تعالى بشىء اشدّ من قتل الحسين بن علىّ . گفتند : و نه امير المؤمنين را شهيد كردند ؟ فرمود كه : به قتل امير المؤمنين يك مرد شروع كرد ، امّا به قتل حسين عليه السلام سى هزار مرد شروع كردند از منافقان و مدّعيان اسلام و هر يكى يك درهم بستاندند . پيش از قتل حسين عليه السّلام هر مردى را به روزى رزقش هشت درهم بودى ، آن روز يك درهم به زيادت كردند . چهل شبانه روز ملائكه براى وى عزا داشتند و آفتاب و ماه و آسمان بامداد و شبانگاه سرخ شدى .
حكايت : عبد اللّه عبّاس گويد كه : چون از صفّين بازگرديديم در خدمت امير المؤمنين بوديم كه به كربلا فرود آمد و آنجا بسيار گريه بكرد تا جملهء
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 595
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص٥٩٥